اگر فرصت مطالعه‌ی اخبار و مقالات مهم ادبی، هنری و سینمایی را ندارید، می‌توانید مجموعه‌ای از مهم‌ترین اخبار و بهترین مقاله‌ها و ویدیوهای دنیای فیلم و سریال، کتاب‌‌ها، موسیقی و هنرهای تجسمی را در دیجی‌کالا مگ پیدا کنید. ما در سری مطالب بهترین‌های هنر و سینما و ادبیات، هر دوشنبه ۱۰ مقاله، خبر و ویدیوی جذاب و پربازدید هفته‌ی گذشته را در یک مجموعه کنار هم در اختیارتان قرار می‌دهیم.
پرنسس‌های دیزنی
اولین انیمیشن دیزنی که اولین پرنسس را تقدیم مخاطبان کرد، دختری کم‌رو و باوقار به نام سفیدبرفی بود که ترجیح می‌داد وسط جنگل زندگی کند تا با نامادری خبیثش. کم پیش می‌آید پرنسس‌های دیزنی دوشیزه‌های درمانده باشند، حتی در قصه‌هایی که پرنسس‌ها قدرت چندان قابل توجهی ندارند. واقعیت این است که در روایات دیزنی بسیاری از پرنسس‌ها مجبور شده‌اند پتانسیل واقعی خود را سرکوب کنند تا شاهزاده‌هایشان بدرخشند، اما این نگاه باستانی دیگر در چند دهه‌ی اخیر تا حد زیادی تغییر کرده و تقریباً از بین رفته است. شاید باید از جنبش‌های مدافع حقوق زنان از این بابت تشکر کرد. حالا دیگر بیشتر با پرنسس‌های مستقلی طرفیم که قهرمان شجاع و قوی قصه هستند. قدرت ذاتی که در پرنسس‌های دیزنی وجود دارد مخاطبان زیادی را از نسل‌های گوناگون تحت تأثیر قرار داده است ولی بعضی از آنها از سایرین قوی‌ترند.
شیرشاه
نسخه‌ی اصلی شیر شاه که سال ۱۹۹۴ اکران شد، هنوز و بعد از ۳۰ سال مثل گذشته محبوب و پرطرفدار و تماشایی است. با انیمیشن و تصاویر چشم‌نواز و باشکوه، داستانی درگیرکننده و آهنگ‌هایی به یاد ماندنی، یکی از بهترین آثاری است که دیزنی تا به حال ساخته. ماجرای شیر شاه که قصه‌ای درباره‌ی بلوغ و رشد شخصیتی روایت می‌کند، درباره‌ی شیر جوانی به نام سیمبا (با صداپیشگی جاناتان تیلور توماس در کودکی و متیو برادریک در بزرگسالی) است که در پی توطئه‌ی عموی حیله‌گر و قدرت‌طلبش اسکار (جرمی آیرنز) به این باور می‌رسد که مقصر مرگ پدرش موفاسا (جیمز ارل جونز)‌ است و از سرزمین خودش تبعید می‌شود. سیمبا در نهایت به زادگاهش بازمی‌گردد تا جایگاهش را در تخت پادشاهی پس بگیرد، و در این میان ما با تعداد زیادی شخصیت رنگارنگ و جذاب آشنا می‌شویم که هر کدام در دنیای شیر شاه حضور دارد.
بیل را بکش
قهرمان‌ها ماهیتی فراتر از سلاح‌هایشان دارند اما در جذابیت‌های سلاح‌های مورد استفاده در نبردهای تن به تن و موقعیت‌های خطرناک هم هیچ شکی نیست. بعضی از ابزارهای تخریبی که در فیلم‌های سینمایی به کار می‌روند گاهی به اندازه‌ای شگفت‌انگیز هستند که کم‌کم ماهیت نمادینی پیدا می‌کنند و به صورت مستقل و بدون قهرمان‌ها یا شرورها تعریف می‌شوند. بحث در مورد این که کدام سلاح می‌تواند سلاح دیگر را شکست دهد، رایج است اما بعضی از آن‌ها به خطرناک‌تر از سایرین هستند و صدر جدول مرگبارترین‌ها را به خود اختصاص می‌دهند. بعضی از این ابزارها به وضوح قدرت تخریبشان را نشان می‌دهند اما بعضی را اگر از شخصیت‌های سینمایی جدا کنیم به صورت غیرقابل‌پیش‌بینی خطرناک می‌شوند. این شما و این ۱۰ سلاح نمادین فیلم‌های سینمایی بر اساس میزان کشندگی.
مارلون براندو
بسیاری از بازیگران تصور می‌کنند که هیچ افتخاری بالاتر از دریافت جایزه اسکار نیست و بسیاری نیز روزها و شب‌هایشان را در این امید سپری می‌نمایند. اسکار یکی از پرآوازه‌ترین و مشهورترین مراسم اهدای جوایز در هالیوود است که در آن از کسانی تجلیل می‌شود که ده هزار عضو آکادمی علوم و هنرهای تصاویر متحرک بدان‌ها رای داده باشند و همین تجلیل معمولا سبب می‌شود تا زندگی کاری فردی که از او تجلیل شده برای سالیان سال تضمین شود. اما با تمام ارزشی که این جایزه برای دست‌اندرکاران یک فیلم دارد، گاهی برخی عوامل مانند فاصله جغرافیایی و یا برنامه‌ریزی ممکن است باعث شود بازیگری در مراسم اسکار شرکت نکند و یا زمانی که باید برای دریافت تندیس طلایی خود در مراسم حضور داشته باشد، نتواند در این مراسم حاضر شود. بنابراین لاجرم مجبور می‌شود آن را رد کند یا نتواند شخصا دریافت کند.
جیغ
فرانچایز «جیغ» یکی از محبوب‌ترین مجموعه‌های تمام تاریخ است. همکاری وس کریون و کوین ویلیامسون در اواسط دهه ۹۰ میلادی تغییر و تحول عظیمی در این ژانر ایجاد کرد. شخصیت شرور فیلم با آن ماسک ترسناکش، درست زمانی که ژانر فرعی اسلشر در حال فراموش شدن بود، با چاقو و لباس خاصش خودنمایی کرد و فیلم جیغ در عین پایداری به نمادهای دهه‌های ۷۰ و ۸۰ میلادی، آن فرمول‌ها را با قوانین، ابزارها و عناصر جدید بازنویسی کرد. اکنون که جیغ به یک مجموعه پنج فیلمی تبدیل شده است، باید یک ارزیابی مجدد انجام دهیم تا ببینیم فیلم جدید در چه رتبه‌ای نسبت به باقی آثار قرار می‌گیرد و تغییرات را بررسی کنیم. شاید برخی از طرفداران، نسخه‌ خاصی از فیلم‌ها را بیشتر دوست داشته باشند اما ما به هر حال، تمام فیلم‌ها را بسته به حالت و تجربه تماشا و وضعیت فعلی آن‌ها در ژانر وحشت بررسی می‌کنیم.
۱۳ و ۳۰
شخصیت‌ها و کاراکترهای اکثر فیلم‌های سینمایی رشد می‌کنند و یاد می‌گیرند و در نهایت به افراد بهتری تبدیل می‌شوند. فیلم‌های جابه‌جایی بدن نیز این‌گونه هستند و در آن‌ها، شخصیت‌ها دیدگاهی جدید پیدا می‌کنند و به معنای واقعی کلمه دنیا را از چشم دیگران می‌بینند.
دستیار ابرقهرمان‌ها
هر قهرمانی نیاز به حمایت دارد و بهترین حامیان معمولا یاوران و کمک‌‌دستان آنان هستند. یاران و همراهان در دنیای سینمایی مارول اشکال و ابعاد مختلفی دارند. برخی از آن‌ها قدرتی ندارند و برخی دیگر هم خودشان به تنهایی یک قهرمان هستند. برخی نیز مانند سم ویلسون که به کاپیتان آمریکای جدید تبدیل شد، حتی نقش‌های اصلی قهرمانان را برعهده می‌گیرند.
هوش مصنوعی
ایده‌ی هوش مصنوعی همواره دغدغه‌ی انسان‌ها بوده و در دنیای سینما هم حضور پررنگی داشته است؛ از اولین فیلم علمی-تخیلی تاریخ که در سال ۱۹۲۷ به نمایش درآمد تا امروز، آثار سینمایی متعددی به آن پرداخته‌اند. حالا فیلم‌های مرتبط با هوش ماشینی آن‌قدر رایج هستند که می‌توانیم آن‌ها را یک زیرژانر از علمی-تخیلی به حساب بیاوریم. اما چه چیزی این فیلم‌ها را جذاب می‌کند؟ شاید کنجکاوی انسان، شاید هم پیشرفت تکنولوژی که باعث شده است این ایده‌های ساختگی به واقعیت نزدیک شوند و هوش مصنوعی چیزی فراتر از یک ایده‌ی بلندپروازانه باشد.
پیکی بلایندرز
با اینکه انتشار فصل ۶ «پیکی بلایندرز» به دلیل همه‌گیری ویروس کرونا به‌شدت به تعویق افتاده بود، اما گویا دیگر چیزی به شروع فصل ششم باقی نمانده و همین موضوع باعث خوشحالی بسیاری از طرفداران این سریال شده است.
ما همه مرده‌ایم
اصولا فیلم‌ها و سریال‌های زامبی‌محور معمولا به آثار قابل قبولی تبدیل می‌شوند. چون این فضای آخرالزمانی به موقعیت خوبی برای به چالش کشیدن اخلاقیات انسان‌ها تبدیل می‌شود. در آن برزخ بین مرگ و بقا، شخصیت‌هایی که در این آخرالزمان زامبی‌محور گیر افتاده‌اند، با چالش‌های اخلاقی فراوانی مواجه می‌شوند و مجبور می‌شوند دست به انتخاب‌های بغرنجی بزنند. «ما همه مرده‌ایم»، سریال کره‌ای جدید نتفلیکس هم یکی از آخرین و بهترین آثاری است که دوباره به سراغ زامبی‌ها رفته است. سریالی که خیلی خوب موفق می‌شود از ظرفیت‌های این زیرگونه‌ی سینمایی به درستی استفاده کند.


source

توسط admin