مارتین اسکورسیزی فیلم‌های مشهور و جذابی دارد اما برخی از فیلم‌های این کارگردان برجسته هالیوود آن‌چنان توسط رسانه‌ها و عموم منتقدین مورد توجه قرار نگرفته است. با این حال بعضی از این آثار چیزی از بهترین فیلم‌های اسکورسیزی کم ندارند و مستحق توجه بیشترند.
نمی‌توان پای فیلم‌‌های اسکورسیزی نشست و در دنیای جذاب این هنرمند و کارگردان مولف شاخص غرق نشد. فیلم‌های او هر سال بزرگتر و جاه‌طلبانه‌تر می‌شوند تا نشان دهد افزایش سن هنوز محدودش نکرده است. با وجود این‌که آثار پرطرفداری از این کارگردان مثل «رفقای خوب» (Goodfellas) و «راننده تاکسی» (Taxi Driver) به شدت مورد بحث هواداران و مخاطبین سینما قرار گرفته، فیلم‌های کمتر دیده‌شده‌ی مارتین اسکورسیزی هم آثار ارزشمندی محسوب می‌شوند که مستحق توجه بیشترند. چند فیلم سینمایی کمتردیده شده‌ی مارتین اسکورسیزی را بررسی کرده‌ایم که احتمالا برای بعضی از مخاطبان چندان شناخته‌شده نباشند.
مارتین اسکورسیزی
در فیلم «رنگ پول» دو بازیگر مهم به ایفای نقش می‌پردازند. تام کروز که در اوایل شغل حرفه‌ای خود به سر می‌برد و پاول نیومن که سابقه‌ی زیادی با بازی در فیلم‌های متعدد به ثمر رسانده بود در این فیلم با یکدیگر همکاری می‌کنند. داستان فیلم «رنگ پول» درباره‌ی رقابت دو بازیکن بیلیارد است که با یکدیگر بر سر جوایز هنگفتی به بازی می‌پردازند. این فیلم در واقع یک دنباله برای فیلم رابرت روزن به اسم «بیلیارد باز» (The Hustler) محصول سال ۱۹۶۱ محسوب می‌شود؛ چراکه در این فیلم،‌ کاراکتری که نیومن نقشش را بازی می‌کند شروع به کسب شهرت در این رشته‌ی ورزشی می‌کند. با این‌که فیلم «بیلیارد باز» به مراتب از لحاظ کیفی بیشتر از فیلم «رنگ پول»‌تحسین شد، فیلم «رنگ پول» همچنان مولفه‌هایی دارد که باید حتما به پای قصه‌اش نشست. بدون هیچ شک و شبهه‌ای فیلم «رنگ پول» به تنهایی ارزشش را دارد که به پای داستانش نشست.
اسکورسیزی توانسته در کل مدت زمان فیلم کاری کند تا صحنه‌های مربوط به بیلیارد پر از حس تعلیق و عواطف دیگر شود. همچنین هنر فیلم‌بردار در نمایش حالات مختلف روحی روانی شخصیت‌ها در طول داستان به شدت ستودنی است. «رنگ پول» در طول این همه مدت از زمان اکرانش مورد توجه بسیاری از علاقه‌مندان قرار گرفت و می‌توان این فیلم را یک اثر بی‌نقص برای سرگرم شدن معرفی کرد.
مارتین اسکورسیزی
فیلم «آخرین وسوسه‌ی مسیح» از همان زمان اکرانش موجب شکل‌گیری بحث و انتقاداتی از سوی گروه‌های مذهبی شد؛ چراکه نسخه‌ای از حضرت مسیح در این فیلم به تصویر کشیده می‌شود که چندان باب میل همگان قرار نگرفت. با این حال، جالب است که منتقدین نسبت به کیفیت فیلم ابراز خشنودی کرده و علنا فیلم «آخرین وسوسه‌ی مسیح» به یک فیلم تحسین‌برانگیز از مارتین اسکورسیزی تبدیل شد.
اسکورسیزی با یک زاویه‌ی به نسبت جدیدی به مقوله‌ی مسیحیت و سرگذشت مسیح می‌پردازد. او رسما مسیح را یک فرد کاملا عادی با خصوصیات اخلاقی یک انسان معمولی به تصویر می‌کشد. مسیح در این فیلم مردی است که در دلش شک و تردید وجود دارد. همچنین او ترس‌هایی در سر دارد و ظرفیت سقوط از رسالتش را هم داراست؛ صفاتی که درست شبیه به سایر انسان‌های این کره‌ی خاکی است. در این میان بد نیست به بازی استثنائی ویلم دفو هم اشاره شود که یکی از بی‌نقص‌ترین و ماندگارترین بازی‌های این بازیگر را در این فیلم می‌توان شاهد بود. با تمامی این تفاسیر، هنر کارگردانی، نویسندگی، فیلم‌برداری و سایر مسائل تکنیکی موجب شده تا فیلم «آخرین وسوسه‌ی مسیح»، به یکی از بهترین و فراموش‌نشدنی‌ترین آثار مارتین اسکورسیزی تبدیل شود.
مارتین اسکورسیزی
معدود فیلم‌هایی وجود دارد که از تمامی مدت زمان داستان به بهترین و عمیق‌ترین شکل ممکن بهره ببرند. فیلم «پادشاه کمدی» دقیقا نمونه‌ی بارز این نوع فیلم‌هاست که با یک گزارشگر کمدی می‌تواند درباره‌ی طمع و پرستش سلبریتی‌ها به زیبایی هر چه تمام‌تر صحبت کند. فیلم «پادشاه کمدی» شبیه به هیچ یک از دیگر فیلم‌های اسکورسیزی نیست. این اثر طنز و کنایه‌ی قابل پیش‌بینی نداشته اما در هر صورت از آثار مطرح اسکورسیزی مثل «راننده‌ی تاکسی» (Taxi Driver) از لحاظ کیفی فرسنگ‌ها دور است. اگرچه، اسکورسیزی با این فیلم ثابت کرده که می‌تواند متنوع‌تر از این سبک هم فیلم بسازد. تماشای هنرنمایی دیدنی و تماشایی رابرت دنیرو در نقش یک کمدین جامعه‌گریز به اسم روپرت پاپکین در این اثر به شدت لذت‌بخش و جذاب تلقی می‌شود.
مارتین اسکورسیزی
فیلم «احیای مردگان»، اثری با اقتباس از یک رمان به همین نام به قلم جیمز کانلی است که در سال ۱۹۹۸ منتشر شد. فیلم «احیای مردگان» یکی از عجیب‌ترین فضاسازی‌ها و در عین حال رویایی‌ترین پروژه‌های اسکورسیزی به حساب می‌آید. داستان فیلم «احیای مردگان» درباره‌ی فرد پرستاری به اسم فرنک پیرس با بازی نیکلاس کیج است که توسط اشباح شهر نیو یورک به دام می‌افتد؛‌ اشباحی که نیکلاس به هر طریقی می‌توانسته یا نمی‌توانسته آنها را نجات دهد. مخاطب در این داستان یک سفر توهم‌برانگیز سه روزه از پیرس را دنبال می‌کند؛‌ سفری که نیکلاس بین مرز جنون و واقعیت تجربه می‌کند. او در این سفر تنها نبوده و ارتباطی هم با دختر یک بیمار به اسم مری بورک برقرار می‌کند.
اسکورسیزی به‌واسطه‌ی روایت این فیلم در تلاش نیست تا شخصیت فرنک را نزد مخاطب ارج و قرب ببخشد. این فیلم‌ساز بیشتر در تلاش است تا یک دنیای برزخ‌وار و سورئال را که بین وحشت و واقعیت گیر کرده به خوبی نشان دهد. فیلم «احیای مردگان» رسما وهم‌برانگیزترین و همچنین یکی از تاریک‌ترین آثار مارتین اسکورسیزی به شمار می‌رود. داستان این اثر رسما کاری می‌کند تا مخاطب پس از تماشا برای مدت مدیدی به اتفاقات داستانی آن فکر کند.
مارتین اسکورسیزی
فیلم «پس از چند ساعت»، یکی از تیره و تار‌ترین فیلم‌های مارتین اسکورسیزی محسوب می‌شود. گریفیت دون در نقش فردی به اسم پائول هکت پس از ملاقات با خانمی که در یک کافه با آن آشنا شده بود، پولش را به دلیل ماجرایی در یک تاکسی از دست می‌دهد و به همین دلیل، او در برگشت به خانه‌اش دچار مشکل می‌شود. سلسله حوادثی برای کاراکتر اصلی داستان رخ می‌دهد که یکی از یکی دیگر وخیم‌تر و تهدید‌آمیزتر است. بسیاری از منتقدین سینما، این فیلم را استعاره‌ای از یک زندگی عادی در محیط شهری دانستند. با این حال، فیلم «پس از چند ساعت»، ابدا نیازی به توضیح درباره‌ی خودش ندارد و داستان این اثر می‌تواند به سادگی اتفاقات نازل شده بر سر پائول را به شکلی جذاب نشان دهد. مخاطب نهایت امر به خوبی می‌بیند که چطور یک فرد می‌تواند به آخرین مرحله از جنون برسد. مخاطب رسما شاهد حرکات و رفتار غیر قابل کنترل پائول است؛ ‌فردی که نمی‌تواند راه خلاصی برای بحران‌‌های زندگی‌اش به راحتی پیدا کند.
مارتین اسکورسیزی
یکی از زیباترین و خوش‌تراش‌ترین آثاری که می‌توان از قاب سینما به داستانش نگاه کرد، فیلم «عصر معصومیت» به کارگردانی اسکورسیزی است. این اثر به طور عمیق به روابط انسانی می‌پردازد؛ همین موضوع موجب می‌شود تا این اثر هم از لحاظ هنری و هم از لحاظ موضوعی به یک اثر بسیار محشر تبدیل شود.
فیلم «عصر معصومیت» با بازی بی‌نظیر و اعجاب‌برانگیز دنیل دی-لویس و میشل فایفر درباره‌ی وکیل ثروتمندی به اسم نیولند آرچر (دی لوئیس) است که با فردی به اسم مِی ولند (با بازی وایونا رایدر) نامزد می‌کند. با این حال، بنا به دلایلی نیولند با دختر خاله‌ی مِی به اسم کنت اولِنسکا (فایفر)‌ هم وارد رابطه می‌شود؛ رابطه‌ای که به نظر می‌رسد از لحاظ دوام و پایداری، ثباتش مورد بحث و پیگیری است.
فیلم «عصر معصومیت» تقریبا شبیه به عنوانی که دارد،‌ اثری زیبا، برجسته و ارزشمند است. در زیرِ رویه‌ی سطحی فیلم، زبان شخصیت‌ها با خشونت و تمایلاتی روبه‌رو است که شبیه به سایر آثار اسکورسیزی نظیر «رفقای خوب» و «گاو خشمگین» (Raging Bull) نیست. با این حال، «عصر معصومیت» یکی از بهترین آثار درامی است که می‌توان به تماشایش نشست و از دنبال کردن اتفاقات داستان لذت برد.
منبع: Movieweb


source

توسط admin