۹ راه عبور از احساسات تلخ ناشی از ترک شدن در رابطه

تجربه‌ی ترک شدن در رابطه، بسیار دردناک است. رها شدن توسط شخصی که شاید بیش از همه به او اعتماد داشتید و آینده‌ی درخشان خود را با او تصور می‌کردید، می‌تواند جزو دردناک‌ترین تجربه‌های زندگی هر فردی باشد. رها شدن می‌تواند مشکلات بزرگی را ایجاد کند، از احساس ناکافی بودن گرفته تا تجربه‌ی خشم، احساس افسردگی و… اگر در حال تجربه کردن چنین احساسی هستید یا می‌خواهید در این باره بیشتر بدانید، در ادامه‌‌ی این مطلب از دیجی‌کالا مگ همراه ما باشید.
اغلب وقتی افراد عبارت «ترک شدن» را می‌شنوند، فورا به کودکی ضعیف و شکننده فکر می‌کنند که در نیمه‌های شب روی پله‌های پرورشگاه رها شده است! تصور اینکه یک فرد کاملا بالغ را نیز می‌توان رها کرد، کنار گذاشت و طرد کرد، تقریبا غیرقابل تصور است.
تجربه‌ی ترک شدن، با ترس دائمی از طرد شدن و رها شدن از رابطه‌ی فعلی یا رابطه‌ی آینده‌ی شما همراه خواهد بود، زیرا این اتفاق دقیقا همان چیزی است که در رابطه‌ی قبلی خود تجربه کرده‌اید. مشکلات مرتبط با رها شدن، بر زندگی شما اثرگذار خواهند بود. غلبه بر این مشکلات در روابط شما می‌تواند یک چالش واقعی باشد زیرا باید درد و ترس خود را از ترک شدن در رابطه درک کنید و بر آن غلبه کنید. شریک زندگی شما مسئولیتی در قبال اطمینان دادن به شما ندارد، این وظیفه شماست و باید در نظر داشته باشید که در حالی که شریک زندگی شما بی‌نظیر است، یک انسان است و شما برای اینکه شریک بهتری برای او باشید، باید احساسات خود را مدیریت کنید.
رها شدن
وقتی رها می‌شوید، ممکن است احساسات مختلفی را تجربه ‌کنید که در ادامه به تعدادی از آن‌ها می‌پردازیم.
اگر کسی شما را ترک کرد، ممکن است به این فکر کنید که مشکلی در شما وجود دارد اما واقعیت این است که مردم تغییر می‌کنند و به‌دنبال این تغییر، نیازها و علایق آن‌ها نیز تغییر می‌کند. اگر فردی که با او بودید، احساس می‌کند که نیازهای او از سمت شما برطرف نمی‌شود، تقصیری متوجه شما نیست. او شما را به‌دلیل نیازش ترک کرده است، نه به این دلیل که شما به اندازه‌ی کافی خوب نبودید.
باور کنید یا نه، وقتی کسی شما را ترک می‌کند، دنیای شما همچنان ادامه دارد. هنوز باید سر کار بروید، قبض‌هایتان را بپردازید، غدا بخورید و دندان‌هایتان را مسواک بزنید. وقتی رها می‌شوید، ممکن است احساس کنید که دنیای شما متوقف شده و دیگر هیچ چیز با شما سازگار نخواهد بود.
او شما را ترک کرده است، پس دیگران نیز شما را ترک خواهند کرد. حداقل، این تفکری است که ذهن شکننده‌ی شما سعی می‌کند به شما بگوید. به جای اعتماد آشکار، اکنون به هر رابطه‌‌ای با شک و تردید نگاه می‌کنید. ممکن است بگویید که از خود در برابر آسیب مجدد محافظت می‌کنید اما واقعا به‌دلیل ترس، از ایجاد رابطه خودداری می‌کنید. ترک شدن در رابطه را به‌عنوان یک اتفاق تلخ می‌بینید، انگار که این پایان جهان شماست.
هنگامی که شما را رها می‌کنند، ممکن است احساس کنید که دنیای شما به پایان رسیده است و ممکن است فقط بخواهید یک گوشه بنشینید و گریه کنید. اما اگر این فاجعه را یک فرصت ببینید چه؟ دنیای شما تغییر نکرده یا به پایان نرسیده؛ فقط تغییراتی به‌وجود آمده است. شما می‌توانید انتخاب کنید که در زندگی خود دست‌ و پا بزنید یا زندگی جدید خود را بسازید.
اگر در گذشته گرفتار شده باشید، رابطه‌ی فعلی شما دوام زیادی نخواهد داشت. مقایسه‌ی مداوم شریک فعلی خود با شریک زندگی سال‌ها قبل، کاملا بی‌معنی و بی‌فایده است. تنها نتیجه‌ای که خواهد داشت، عصبانی شدن و شرمسار کردن شریک فعلی خود است.
ترک شدن در رابطه، توسط شریک زندگی مانند مرگ آن شریک است و شما را تنها می‌گذارد. شما احساس می‌کنید که تمام انرژی‌تان تخلیه شده و در نهایت احساس می‌کنید که نمی‌توانید به جلو حرکت کنید.
عبور از مشکلاتی که از یک رابطه‌ی قبلی به‌همراه داشته‌اید و باعث شده که احساس ترک شدن در رابطه را به شما دست دهد، آسان نیست. در ادامه به شما راه‌هایی را خواهیم گفت که می‌توانید به کمک آن‌ها، از این مشکلات راحت‌تر عبور کنید.
هنگامی که توسط شریک قبلی خود رها می‌شوید، ممکن است خود را با فکر درباره‌ی اشتباه‌هایی که در گذشته انجام داده‌اید، شکنجه دهید. اما لازم است بدانید که شما تنها طرف مقصر در رابطه نیستید و در حالی که طبیعتا شما هم عیب‌هایی دارید، این عیب‌های شما نیست که باعث شده رابطه‌ی شما به پایان برسد. در عوض، ممکن است نحوه‌ی برخورد شما با آن معایب، نحوه‌ی مذاکره شما و نحوه‌ی برقراری ارتباط شما باعث خراب شدن همه چیز شده باشد. پس به جای سرزنش کردن خود، سعی کنید عیوب خود و نحوه‌ی مدیریت آن‌ها را فهرست کنید و با این کاستی‌ها مقابله کنید.
خیلی آسان است که برعکس نکته‌ی قبلی را انجام دهید و بگویید که کار اشتباهی انجام نداده‌اید و کاملا بی‌تقصیر هستید. اما این کار مؤثر نخواهد بود. بخشی از رشد این است که عیوب خود را بشناسید، بپذیرید و روی آن‌ها کار کنید. عیب‌های خود را پیدا کنید و با آن‌ها صلح کنید، روی اصلاح آن‌ها کار کنید و بهترین ابعاد شخصیتی خود را بیرون بکشید.
افراد اغلب تمایل دارند نقش قربانی یا قهرمان را بازی کنند. اما همه‌ی ما از هر سه جزء تشکیل شده‌ایم: قربانی، قهرمان و شرور و ممکن است هر سه جنبه را در اختیار داشته باشید. به این فکر کنید که چقدر احساس ناتوانی کرد‌ه‌اید و شاید حتی تصمیم به انجام هیچ کاری ندارید. چه کار متفاوتی می‌توانید انجام دهید؟ کجا نقش قهرمان را بازی کردید؟ ویژگی‌های قهرمان بودن خود را شناسایی کنید. روی آن‌ها کار کنید، آن‌ها را جلا و توسعه دهید.
شما هم رگه‌ای از شرارت را در خود دارید؛ همه‌ی ما داریم. در رابطه‌ی قبلی خود کجا تبدیل به شرور شدید؟ کاری بود که انجام داده باشید و به پایان آن رابطه کمک کرده باشد؟ تا زمانی که ندانید آن کار چه بوده است، همیشه از خود می‌پرسید که چه اشتباهی انجام داده‌ام؟ در عوض، صاحب کار اشتباه خود باشید. دقیق باشید تا بتوانید از سرزنش خود برای هر چیز دیگری دست بردارید. خودآگاه بودن به این معنی است که بتوانید هر سه جنبه‌ی خود را بپذیرید و ادغام کنید. شما قربانی، قهرمان و شرور هستید. داشتن آگاهی نسبت به این مسئله، به این معنی است که مسئولیت عاطفی را بر عهده می‌گیرید.
اغلب اوقات، ما واقعا شریک زندگی خود را نمی‌بینیم. در عوض، ما به آن ایدئالی می‌چسبیم که در ذهن داریم و با این ذهنیت با شریکمان زندگی می‌کنیم. هیچ‌کس دوست ندارد بت شود، زیرا انسانیت واقعی ما را انکار می‌کند. آیا از شریک زندگی خود بت ساخته‌اید؟ در برخی موارد، آن‌ها نمی‌توانند فشار ناشی از کامل بودن را تحمل کنند و شما را ترک می‌کنند. بدانید که شما هم کامل نیستید.
رهایی از مشکلات ترک شدن
برخی افراد چنان درگیر یک رابطه می‌شوند که قدرت خود را نادیده‌ می‌گیرند. وقتی از شریک زندگی خود انتظار دارید که در تمام مدت به شما احساس ارزشمندی بدهد، او را با یک کار غیرممکن سرکوب می‌کنید. درست است که شریک زندگی شما باید برخی از وجود شما را تأیید کند اما نمی توان او را مسئول همه چیز دانست. اگر برای احساس ارزشمندی خود به دیگران وابسته باشید، در نهایت احساس بی‌ارزشی خواهید کرد.
بیرون بروید و ببینید چه چیزی باعث می‌شود احساس خوبی نسبت به خودتان داشته باشید. سرگرمی‌های مختلفی را انتخاب کنید، در کلاس‌های مختلف شرکت کنید و به گرو‌ه‌های متنوع بپیوندید. خودتان، خودتان را تأیید کنید.
وقتی شریک عاطفی‌تان شما رها می‌کند، ممکن است دیگر تمایلی به تعهد در رابطه نداشته باشید اما لازم است بدانید که یک رابطه‌ی سمی و بدون تعهد مطمئنا شکست خواهد خورد. حتی زمانی که سخت است یا زمانی که احساس می کنید در حال ترک یک رابطه هستید، برای خود و شریک زندگی خود حضور داشته باشید و هر روز خود را با بررسی اینکه آیا آگاه و کاملا متعهد هستید، شروع کنید.
آیا مدام برای خود بهانه می‌آورید؟ همه‌ی ما این کار را انجام می‌دهیم. یک نیاز ذاتی در ما وجود دارد که کارهای اشتباه خود را توجیه کنیم. اما اگر فقط آن را رها کنید چه؟ فهرستی از بهانه‌های محبوب خود را که معمولا زمانی که می‌خواهید از موقعیتی خارج شوید، به آن‌ها متوسل می‌شوید، تهیه کنید. همچنین، فهرستی از ایده‌های متقابل را ایجاد کنید تا بر این بهانه‌ها غلبه کنید.
خیلی آسان است که بدترین دشمن خود باشید. وقتی برای یک قرار دیر حاضر می‌شوید، خودتان را سرزنش می‌کنید. به جای اینکه بپذیرید دیر کرده‌اید، صمیمانه عذرخواهی کنید. با استفاده از جملات تاکیدی، می‌توانید شروع به بازسازی مغز خود کنید تا عذرخواهی را متوقف کنید. در عوض، مغز خود را طوری آموزش دهید که شخصیت و مهربانی واقعی را نشان دهد.
داشتن یک دفتر قدردانی، راهی عالی برای خنثی کردن برخی از احساسات منفی در جهان است. وقتی احساس تنهایی می‌کنید، می‌توانید به خود یادآوری کنید که تنها نیستید. وقتی از شکستی رنج می‌برید، می‌توانید ثابت کنید که شکست خورده نیستید. یک دفتر شکرگزاری داشته باشید و هر شب قبل از خواب، سه تا پنج مورد را که بابت آن‌ها سپاسگزار هستید، در دفتر خود بنویسید و صبح روز بعد آن‌ها را با صدای بلند بخوانید.
منبع: happierhuman


source

درباره‌ی admin

Check Also

تست باتری گوشی‌های مختلف در انجام بازی، وب‌گردی و تماشای ویدیو

در این مطلب به تست باتری گوشی‌های مختلف از برندهای گوناگون در انجام بازی، وب‌گردی …