متن ترانه رضا یزدانی نقش جهان

کنارش همیشه خود رشت بوده ام
چشام تار بود و دلم چنگ میزد
یه عاشق بودم توی بر باد رفته
درست هر دفعه که بهم زنگ میزد
اگه شعر باشم دلم چهارپاره ست
اگه شهر باشم دلم اصفهانه
صداش هر دفعه توی گوشی می پیچه
سرم سنگ فرشای نقش جهانه
اگه فیلم بودی ولنتاین غمگین
تو تنبور بودی اگه ساز بودی
میون کتابا شاید چش م هایش
اگه شهر بودی شیراز بودی
بهار و پر از بوی نارنج می شد
توی هر خیابونی که راه می رفتی
اگه جاده بودی شاید از دل کوه
پر از پیچ و خم سمت دریا می رفتی
اگه شعر بودی دلت منزوی بود
ولی قلب تو شاملو سپیده
توی چشمات اون قدر تصویر داری
که هر شعری معنیشو از دست میده
دلم هر دفعه تنگ شد دنیا انگار
با یه چیز تازه تو رو یادم انداخت
همون روزی که خونه رو ترک کردی
یکی باید از مردنم فیلم می ساخت
اگه فیلم بودی ولنتاین غمگین
تو تنبور بودی اگه ساز بودی
میون کتابا شاید چش م هایش
اگه شهر بودی شیراز بودی
بهار و پر از بوی نارنج می شد
توی هر خیابونی که راه می رفتی

source

توسط irmusic4.ir