متن ترانه حمیدرضا قربانی تنها

انقدر تنها بودم
که حوصله واسه این حرفا ندارم
منم یه آدمم مثل بقیه،
مگه میتونم بگم که اشتباه ندارم
ببین چقدر درد داره دلم
گفتم اون باهمه فرق داره یکم
حالا بذار باقیشو بگم
از عمد با رفتارات
بهم نشون دادی آینده دارم باهات
منه خوش خیالو بگو که گفتم
منو معرفی کن به همکارات
دیدم دور و برت آدم زیاده
گفتی چیکار کنم کارم زیاده
برو نذار یادم بیادش
من خیلی وقته که از یاد بردم همه خاطرات باهم زیر بارونو
من شبا تنها با خدا حرف میزنم و تو داری قدم میزنی با اونو
تو که واسم تب میکردی
کاشکی واسم صبر میکردی
ولی یه روز برمیگردی
میتونستی با خودم حرف بزنی مشکلتو حل بکنی
حرف بزنیم، بحث کنیم، حتی باهم دعوا کنیم
میتونستی لااقل بگی که دوستم نداری
که دلت یه جای دیگست و میخوای ترکم کنی
در جواب رفتنت انقدر نگو قسمت نشد
هر کاری کردم بمونی تو دلت راضی نشد
ای دل شکسته ی من یکمی آروم بگیر
دیدی که، از آخرش اونی که میخواستی نشد
من خیلی وقته که از یاد بردم همه خاطرات باهم زیر بارونو
من شبا تنها با خدا حرف میزنم و تو داری قدم میزنی با اونو
تو که واسم تب میکردی
کاشکی واسم صبر میکردی
ولی یه روز برمیگردی

source

توسط irmusic4.ir