متن ترانه عارف قنبری حیا کن
دیشب پریشب تو بغلش عالمی داشتم
هی نگاهم رو از رو تنش بر نمیداشتم
هی میگفت حیا کن به من اونورو نگاه کن یکم
ولی من نمیذاشتم چشم بر نمیداشتم
تا قدم بر میداره قلبمو از جا میکنه
حرفمو پشت سرم اینجا و اونجا میبره
اذیت میشه از حرفمو رفتارم نمیشه از روش چشممو بردارم
این دله طفلی بهش خیلی گرفتاره
از سرش عمرا دستشو بر داره
باز پریشب زدو رفتم محلش زیر دندونمه
طعم عسلش نصفه شب جاده و فکر نفساش
منو تنهایی کشوند تو بغلش
بازم میگفت حیا کن به من اونورو نگاه کن
یکم ولی من نمیذاشتم چشم بر نمیداشتم
source