دهه‌ی ۲۰۱۰ دهه‌ای مملو از فیلم‌های اکشن بود، اما در بحبوحه‌ تولید فیلم‌های تخیلی توسط دنیای سینمایی مارول، «ماموریت غیرممکن» و «جان ویک»، چند فیلم کلاسیک اکشن نتوانستند آن‌طور که شایسته‌شان بود توجه‌ها را به سمت خود جلب کنند.
با انتشار سه فیلم فوق‌العاده‌ی دنیای مارول طی این سال‌ها، فیلم‌های اکشن ابرقهرمانی توانستند در طول دهه‌ی ۲۰۱۰ بر پرده‌ی سینماها حکمرانی کنند. در حالی که چند فرنچایز اکشن دیگر مانند «جان ویک» و «ماموریت غیرممکن» نیز مخاطبان زیادی را به سمت خود جلب کردند، تعداد زیادی از فیلم‌های اکشن دیگر نیز ساخته شدند که چندان مورد توجه علاقه‌مندان به سینما قرار نگرفتند و نتوانستند اعتبار لازم را دریافت نمایند.
این فیلم‌ها جزو فیلم‌هایی هستند که آن‌طور که باید و شاید خودشان را نشان ندادند و لذا ما می‌خواهیم در این مطلب به معرفی این فیلم‌های اکشن نادیده گرفته شده بپردازیم که می‌توانند حتی برای یک بعد از ظهر هم که شده شما را سرگرم کنند.
فیلم اکشن
فیلم «هانا» به روایت داستان دختر نوجوانی به نام هانا (سورشا رونان) می‌پردازد که توسط پدرش (اریک بانا) به گونه‌ای بزرگ شده که بتواند به یک قاتل تمام عیار تبدیل شود. اما چندی نمی‌گذرد که مشخص می‌شود یک مامور مرموز سیا (با بازی کیت بلانشت) به دلایل نامعلومی به دنبال کشتن هر دوی آن‌هاست. جالب‌ترین نکته در مورد فیلم «هانا» که به شدت دست کم گرفته شده، کارگردانی این فیلم توسط جو رایت است. چراکه این فیلم با بهترین آثار این کارگردان یعنی «غرور و تعصب» از زمین تا آسمان فرق دارد. بنابراین فیلم «هانا» نشان می‌دهد که جو رایت می‌تواند طیف وسیعی از فیلم‌ها را از اقتباس عاشقانه جین آستن گرفته تا یک فیلم هیجان‌انگیز جاسوسی کارگردانی کند
فیلم اکشن
فیلم «مهمان» به روایت داستان خانواده‌ای می‌پردازد که مردی به نام دیوید (با بازی دن استیونز) را ملاقات می‌کنند. دیوید ادعا می‌کند دوست پسر متوفی آن‌هاست که یک سرباز آمریکایی بوده و هم اکنون کشته شده است. در حالی که این مرد مرموز، چهره‌ای کاریزماتیک دارد و خود را به عنوان محافظ خانواده، به ویژه پسر آن‌ها کالب نشان می‌دهد، چندی نمی‌گذرد که تهدیدهای او آغاز می‌شوند و جان این خانواده به خطر می‌افتد.
فیلم «مهمان» ترکیبی عجیب از ژانرهای ترسناک و اکشن است. آدام وینگارد، واقعیت خشن را به سبکی شیک و سرگرم کننده به تصویر می‌کشد و دن استیونز به زیبایی هر چه تمام‌تر به ایفای نقش مردی شکسته و خشن می‌پردازد و فیلم تمام تلاش خود را می‌کند تا به تماشاگران نشان دهد که باید حواسشان جمع باشد و نباید به ظاهر انسان‌ها اعتماد کنند.
فیلم اکشن
فیلم «تیم آ» فیلمی است که با اقتباس از سریال اکشن کلاسیک دهه‌ی ۸۰ که تحت همین عنوان ساخته شده بود تولید گردیده است. این فیلم به روایت داستان گروهی از کماندوها متشکل از نقشه کش مرموزی به نام سرهنگ جان هانیبال اسمیت (با بازی لیام نیسون)، یک مرد جذاب، به نام ستوان تمپلتون (با بازی بردلی کوپر)، یک سرباز کاملا آماده به نام بوسکو بی ای باراکس (با بازی کوئنتون جکسون) و کاپیتانی به ظاهر دیوانه به نام کاپیتان مورداک (با بازی شارلتو کوپلی) می‌پردازد.
صادقانه بگویم، این فیلم از مضمون داستانی خاصی برخوردار نیست. داستان فیلم از این قرار است که این گروه برای جنایتی که مرتکبشان نشده‌اند محاکمه می‌شوند و حال باید با پیدا کردن کسی که این دسیسه‌ها را برایشان چیده و سپردن او به دست عدالت، خودشان را از این مهلکه نجات دهند. این فیلم از دو ویژگی کلیدی برخوردار است. اول اینکه، شخصیت‌ها فوق‌العاده سرگرم کننده به نظر می‌رسند (حتی بیشتر از شخصیت‌های فیلم «بی‌مصرف‌ها») و دوم، اینکه آن‌ها جت‌های جنگنده را با شلیک از درون یک تانک منفجر می‌کنند. خود این سکانس به تنهایی ارزش تماشا کردن را دارد پس بهتر است از تماشای این فیلم غافل نشوید.
فیلم اکشن
فیلم «هنری جان سخت» اولین فیلمی است که به کارگردانی ایلیا نایشولر ساخته شده اما به عنوان اولین تلاش این کارگردان، شایسته‌ی تقدیر است. البته داستان فیلم «هنری جان‌سخت» محتوایی پوچ و گیج کننده است که از وجود جنگ‌ سالاران ظلم طلب، سربازان نیمه ربات و بازی‌های کامپیوتری بهره می‌برد و در عین حال صحنه‌های اکشن فوق‌العاده‌اش می‌توانند مخاطب را میخکوب کنند. ناگفته نماند که کل فیلم کاملا از دیدگاه اول شخص هنری روایت می‌شود.
در حالی که روایت داستان از دید اول شخص می‌تواند برای بسیاری از مخاطبان گیج کننده و تهوع آور بشد، اما اگر بتوان این مشکل را نادیده گرفت می‌توان گفت که این فیلم یکی از بهترین فیلم‌های اکشنی است که در چند سال اخیر ساخته شده‌اند. در حقیقت بعید به نظر می‌رسد که به این زودی‌ها فیلم دیگری همانند فیلم «هنری جان‌سخت» ساخته شود زیرا «هنری جان‌سخت» به طرز دیوانه کننده‌ای سطح فیلم‌های اکشن اول شخص را بالا برده است. در حالی که فیلم «هیچ‌کس» مربوط به دهه ۲۰۱۰ نیست، اما این فیلم هم به کارگردانی نایشولر ساخته شده و باب اودنکرک در آن نقشی نامتعارف را ایفا می‌نماید.
فیلم اکشن
فیلم «بلوند اتمی» اولین فیلمی است که کاملا توسط دیوید لیچ کارگردانی شده، یعنی همان کارگردانی که بیشتر به خاطر فیلم‌های «جان ویک» شناخته شده است. داستان فیلم در سال ۱۹۸۹ در برلین اواخر جنگ سرد جریان دارد. مامور MI6 (بازی شارلیز ترون) برای از بین بردن گروهی از جاسوسان فرستاده می‌شود. این جاسوسان، مامور مورد علاقه‌ی او را به قتل رسانده‌اند و حال او می‌خواهد از آن‌ها انتقام بگیرد. او با همکاری رئیس ایستگاه برلین، دیوید پرسیوال (با بازی جیمز مک ‌آوی)، تلاش می‌کند تا این جاسوسان مرموز را که تهدیدی برای صلح غرب قلمداد می‌شوند نابود نمایند.
دیوید لیچ موفق می‌شود فیلم «بلوند اتمی» را به فیلمی منحصربه‌فرد درست همانند فیلم‌های «جان ویک» تبدیل کند. هر چند محتوای فیلم آشفته‌تر و اندکی سنگین‌تر از سایر فیلم‌های جاسوسی است. شارلیز ترون در این فیلم، بسیاری از بدلکاری‌ها را در مبارزه به تنهایی انجام داد درست همانند کیانو ریوز در «جان ویک» و همین امر باعث شد که بتواند نظر مثبت منتقدین را کسب نماید.
فیلم اکشن
فیلم «درد» فیلمی است که با اقتباس از کتاب‌های کمیک ساخته شد اما متاسفانه نتوانست توجهی را که شایسته‌اش بود دریافت کند. این فیلم بر روی قاضی درد (با بازی کارل اربن) متمرکز است که قاضی اندرسون تازه کار (با بازی اولیویا ترلبی) را به مبارزه با ارباب جنایتکار مواد مخدر که ماما نام دارد (با بازی لنا هدی) دعوت می‌کند. فیلم «درد» داستانی بسیار کوچک و پیش پا افتاده است که از تمام ویژگی‌های خود برای جلب نظر مخاطب استفاده کرده است.
در پایان قاضی درد به طور سیستماتیک رژیم ماما را نابود می‌کند در حالی که شریک زندگی او، اندرسون، مدام با پیامدهای اخلاقی حرفه‌ی جدیدش در کلنجار است. در حقیقت فیلم «درد» از یک پیش‌فرض ساده استفاده کرده که به‌ طور باورنکردنی به خوبی اجرا شده و صحنه‌های اکشن فوق‌العاده زیاد فیلم نیز سبب شده که این فیلم بتواند برای ساعاتی شما را سرگرم نماید.
فیلم اکشن
فیلم «مردان خوب» یک فیلم کمدی سیاه و سفید است که به کارگردانی شین بلک ساخته شد. داستان این فیلم کلاسیک بر روی کارآگاه خصوصی دست و پا چلفتی‌ای به نام هالند مارچ (با بازی رایان گاسلینگ) متمرکز است که در حال تحقیق در مورد بازیگریست که گم شده است. اما چندی نمی‌گذرد که معلوم می‌شود این بازیگر گم نشده بلکه پنهان گردیده و جکسون هیلی را مامور کرده تا هالند را گوشمالی بدهد و به او بگوید که دیگر به دنبالش نگردد.
اما خیلی زود هیلی و مارچ درمی‌یابند که قضیه خیلی پیچیده‌تر از این حرف‌هاست و لذا این دو کارآگاه تصمیم می‌گیرند تا در یافتن دختر یکی از مقام‌های ارشد مملکتی به هم کمک کنند.
این فیلم یکی از بهترین فیلم‌هایی است که به کارگردانی شین بلک ساخته شده و شیمی بین کرو و گاسلینگ نیز خنده‌دار به نظر می‌رسد. واقعا شرم آور است که فیلم «مردان خوب» نتوانست در زمان اکران چندان خوش بدرخشد اما پس از آن توانست به یک فیلم کلاسیک محبوب در بین مخاطبان تبدیل شود.
فیلم اکشن
فیلم «ارتقا» یک فیلم اکشن علمی – تخیلی و در عین حال هیجان انگیز است که به نویسندگی و کارگردانی لی ونل ساخته شد. این فیلم به روایت داستان مکانیکی به نام گری تریس (با بازی لوگان مارشال گرین) می‌پردازد که از تکنولوژی متنفر است. گری پس از مرگ همسرش، آشا سعی می‌کند با حادثه‌ای که برایش پیش آمده و باعث شده به طور کامل فلج شود کنار بیاید. اما چندی نمی‌گذرد که یک مخترع میلیاردر مرموز به دیدنش می‌آید و یک روش آزمایشی را به او پیشنهاد می‌دهد که باعث می‌شود ستون فقراتش بهبود یابد.
او که می‌خواهد از شر شرایطی که برایش پیش آمده خلاص شود، پیشنهاد این میلیاردر را می‌پذیرد. تریس خیلی زود متوجه می‌شود که هوش مصنوعی کاشته شده در ستون فقراتش می‌تواند به او در پیدا کردن قاتلان همسرش کمک کند. در این فیلم از سبک فیلم‌برداری خاصی استفاده شده که سبب می‌شود مخاطب کاملا متوجه شود که تریس در هنگام برقراری ارتباط با این هوش مصنوعی و مبارزه با دشمنانش چه حس و حالی دارد. در حقیقت می‌توان این فیلم اکشن را جزو فیلم‌های اکشن غیرمتعارف در نظر گرفت که روایتگر ترس ناشی از تسلط تکنولوژی بر زندگی عادی انسان‌هاست. فیلم «ارتقا» برای هر کسی که طرفدار فیلم‌های اکشن و هیجان انگیز علمی تخیلی است فیلمی سرگرم کننده خواهد بود لذا تماشای آن را از دست ندهید.
فیلم اکشن
فیلم «۱۳ آدمکش» که توسط تاکاشی میکه افسانه‌ای (کارگردان فیلم «تیغه جاودانه» و آزمون بازیگری») کارگردانی شده به روایت داستان سامورایی آشفته‌ای به نام شینزائومن (با بازی کوجی یاکوشو) می‌پردازد که گروهی متشکل از دوازده جنگجو را تشکیل داده تا به مبارزه با یک فرد شرور و بدنام بپردازند. این فیلم، داستانی همچون فیلم «هفت سامورایی» را روایت می‌کند، اما خشونت و خونریزی موجود در آن صدها برابر بیشتر است.
تاکاشی میکه به خاطر فیلم‌سازی به شدت واقع گرایانه و صریحش چهره‌ی خوش نامی نیست و فیلم «۱۳ آدمکش» نیز توانسته این خصوصیت او را به خوبی اثبات کند. قهرمانان موجود در این فیلم، همگی جنگجویان تشنه به خونی هستند که برای آخرین بار در هیبت یک جنگجوی واقعی به مبارزه با دشمن خود می‌پردازند تا جان عده‌ای را نجات دهند. اما هیچ خبری از شهرت و افتخار نیست. در حقیقت این فیلم می‌خواهد به مخاطب نشان دهد که وقتی با افراد شریر و بی‌رحم دربیفتید، افتخاری که نصیبتان می‌شود خیلی زود به فراموشی سپرده خواهد شد.
فیلم اکشن
«لبه فردا» اولین و تنها رمان سبکی است که تا به حال با بودجه‌ی هالیوودی به صورت یک لایو اکشن اقتباسی ساخته شده است. این فیلم اکشن به روایت داستان سرگرد ویلیام کیج (با بازی تام کروز) می‌پردازد که در دنیایی پساآخرالزمانی در نبردی سهمگین کشته می‌شود. اما کیج چند لحظه بعد، بیدار می‌شود گویی به خواب سنگینی فرو رفته بود و خود را در حلقه‌ای گرفتار می‌بیند که در آن هر بار که می‌میرد دوباره زنده می‌گردد. حال او باید با کمک قهرمان جنگ، ریتا وراتاسکی (با بازی امیلی بلانت)، مدام این چرخه‌ی مرگ و زندگی را تکرار کند تا زمانی که بتواند راهی برای شکست دشمنانش پیدا نماید.
علی‌رقم اینکه فیلم «لبه فردا» در سال‌های اخیر به شدت محبوب شده اما در زمان اکران نتوانست چندان توجه بینندگان را جلب نماید. در حقیقت تلفیق صحنه‌های احساسی، اکشن و حنی خنده‌دار باعث شده که این فیلم یکی از آن دست فیلم‌هایی باشد که به شدت به دل مخاطب می‌نشیند.
منبع: screenrant


source

توسط irmusic4