هرکول پوآرو مثل شرلوک هولمز و جیمز باند از آن قهرمان‌های ادبی است که تصویرش در ذهن بسیاری از مردم کره‌ی زمین نقش بسته و بعید است کسی را پیدا کنید که نام او را نشنیده باشد. این کارآگاه باهوش بلژیکی توسط نویسنده‌ی شهیر آگاتا کریستی خلق شد و از سال ۱۹۲۰ که اولین حضورش در رمان «ماجرای اسرارآمیز در استایلز» (The Mysterious Affair at Styles) رقم خورد تا سال ۱۹۷۵ که برای آخرین بار در رمان «پرده» (Curtain) حضور داشت، همواره چهره ساده و منحصربه‌فردش را حفظ کرد. همان‌طور که آگاتا کریستی شرح می‌دهد: «مرد کوچکِ عجیب و شیک که به سختی به ۵ فوت و ۴ اینچ می‌رسد با کله‌ای شبیه تخم‌مرغ و بینی با نوک صورتی رنگ».
پوآرو احتمالا عجیب‌ترین سبیل‌های تاریخ ادبیات را به نام خودش ثبت کرده؛ یک سبیل بلند و نازک که دو طرفش را به سمت بالا تاب می‌دهد. کریستی بعدها به خاطر طراحی آن به خودش افتخار کرد و معتقد بود چیزی از بهترین آرایش‌های سبیل در انگلستان کم ندارد.
کریستی بیش از ۸۰ رمان و داستان کوتاه درباره‌ی هرکول پوآرو نوشت که از قضا بسیاری از آن‌ها به فیلم‌های سینمایی و سریال تبدیل شدند. در طول همه‌ی این سال‌ها بازیگران زیادی ایفای این نقش را بر عهده گرفتند و هر کدام هم سعی کردند ویژگی‌های منحصربه‌فردشان را به نقش اضافه کنند؛ همان‌طور که یک بازیگر تئاتر ممکن است یک ارائه‌ی کاملا تازه از نقش پرتکرار شاه لیر داشته باشد.
تونی رندل در «جنایت‌هایی به ترتیب الفبا» (The Alphabet Murders) ساخته‌ی فرانک تاشلین با اجرایی مبالغه‌آمیز تصویر خنده‌دار و بعضا مضحکی از این کارآگاه بلژیکی ارائه داد در صورتی که آلفرد مولینا در اقتباس تلویزیونی «قتل در قطار سریع و السیر شرق» (murder on the Orient Express) محصول سال ۲۰۰۱ عملکرد نرم‌تری داشت و اغراق‌های کارتونی شخصیت پوآرو را تعدیل کرد.
از ده‌ها اقتباس از شخصیت هرکول پوآرو در یک قرن گذشته تنها تعداد کمی در ذهن مخاطبان ماندگار شدند و امضای شخصی‌شان را برای همیشه روی این شخصیت حک کردند؛ به طوری که وقتی به این کارآگاه بلژیکی فکر می‌کنیم اولین تصویری که به ذهنمان می‌رسد، شمایلی است که آن‌ها خلق کردند. با اکران «مرگ روی نیل» (Death on the Nile) اثر کنت برانا فرصت مناسبی است تا نگاهی داشته باشیم به ۵ هرکول پوآرو ماندگار تاریخ سینما و تلویزیون.
آستین ترور
هرکول پوآرو با نقش‌آفرینی آستین ترور مرد جوان، قد بلند، آراسته ، جذاب و جسوری بود که به وضوح با توصیفات آگاتا کریستی فاصله داشت. او بین سال‌های ۱۹۳۱ تا ۱۹۳۴ در سه اقتباس سینمایی از آثار کریستی در نقش پوآرو حضور داشت. در حال حاضر تنها آخرین فیلم به اسم «لرد اجور می میرد» (Lord Edgware Dies) باقی مانده و در یوتیوب موجود است.
تصویر ترور در نقش این کارآگاه باهوش اگرچه دل‌پذیر است اما به اندازه‌ای با توصیف‌های کریستی فاصله دارد که مجله‌ی Picturegoer Weekly سرمقاله‌ای به عنوان «بازیگری بد» را منتشر کرد که در آن بازی ترور را به باد انتقاد گرفت. در کنار تغییرات ظاهری، تغییر ملیت بلژیکی پوآرو هم از آن موارد عجیب و غریب اقتباس‌هایی بود که آستین ترور در آن‌ها حضور داشت؛ به طوری که این کارآگاه کاملا پاریسی شده بود!
«لرد اجور می میرد» (Lord Edgware Dies) از یکی از رمان‌های آگاتا کریستی به نام «سیزده نفر سر میز شام» (Thirteen at Dinner) اقتباس شد و ماجرای بازیگر آمریکایی ثروتمند و پرنفوذی  (جین کار) را روایت می‌کرد که از پوآرو برای طلاق گرفتن از شوهر سرسختش لرد اجور (سی. وی. فرانس) کمک می‌گیرد. لرد خیلی زود با این تصمیم موافقت می‌کند اما به فاصله‌ی کوتاهی می میرد. کارآگاه پوآرو به ماجرا مشکوک می‌شود و قتل مرموز او را پیگیری می‌کند.
فیلم‌های کارآگاهی اوایل دهه‌ی ۳۰ با استقبال فوق‌العاده‌ای مواجه شدند و آستین ترور هم بخشی از محبوبیتش را مدیون کارآگاه‌های جذاب و خوش‌طبع آن دوره است؛ به ویژه ویلیام پاول در آثاری مثل «مرد لاغر» (The Thin Man). در مجموع پوآروی آستین ترور اگر به منبع اصلی وفادارتر بود یک اجرای کافی و تر و تمیز به نظر می‌رسید. خوشبختانه در سال‌های آینده اقتباس‌های دقیق‌تری هم ساخته شد که به آثار کریستی وفادار بودند.
آلبرت فینی
حضور آلبرت فینی در فیلم «قتل در قطار سریع‌السیر شرق» اثر سیدنی لومت فضیلت‌های زیادی دارد اما بدون شک یکی از مهم‌ترین موارد خلق یک شاهکار بزرگ در زمینه‌ی چهره‌پردازی است. گریم او در راستای تبدیل فینی جذاب ۳۸ ساله به هرکول پوآروی میانسال و خسته از زرق و برق دنیا، شامل مقادیر زیادی چین و چروک، غبغب و پروتز بینی بود که در آن دوره تحول بزرگی در زمینه‌ی چهره‌پردازی فیلم‌های سینمایی به حساب می‌آمد.
اقتباس لومت از یکی از مشهورترین آثار آگاتا کریستی، نامه‌ی عاشقانه‌ی هالیوود به عصر طلایی سینما بود و آلبرت فینی رهبری گروهی از بازیگران سرشناس از جمله اینگرید برگمن و لورن باکال را بر عهده داشت. درام در فضای محدود قطار شکل می‌گرفت و شامل صحنه‌های بازجویی طولانی و پر از بحث و گفتگو بو. همچنین ویترین کاملی از بازیگری کلاسیک به حساب می‌آمد. (از قضا تنها اجرای هرکول پوآرویی است که نامزد جایزه‌ی اسکار شد)
پوآروی فینی سفت و سخت و صریح است. او با لهجه‌ی خشنش تجسم بسیاری از ویژگی‌های شخصیت اصلی رمان‌های جنایی آگاتا کریستی است؛ حیله‌گر، سرسخت، سخت‌گیر، با ظاهری جدی که تمام شواهد را موشکافانه بررسی می‌کند و مثل یک شکارچی ماهر طعمه‌اش را با دقت زیر نظر دارد. فینی نتیجه‌گیری‌هایش درباره‌ی این پرونده را در یک سکانس دیوانه‌وار با مخاطبان به اشتراک می‌گذارد که هنوز هم تماشایی و شوکه کننده است.
پیتر یوستینف
پیتر یوستینف بازیگر انگلیسی‌تبار ده‌ها بار در نقش هرکول پوآرو ظاهر شد و کارش را با فیلم باشکوه «مرگ روی نیل» (Death on the Nile) محصول سال ۱۹۸۷ آغاز کرد. این پوآرو عجیب و غریب و بازیگوش است و حتی در بعضی از لحظات سرخوشی‌های یک پسربچه را دارد. یوستینف با سبک منحصربه‌فردش حتی در شیطانی‌ترین مسائل جنایی هم نکته‌ای برای سرگرمی پیدا می‌کند.
مخاطبانی که یوستینف را در نقش این کارآگاه بلژیکی دوست دارند به خون گرمی او اشاره می‌کنند؛ رفتار پدربزرگ مابانه‌ای که زیرکی و تیزهوشی ذاتی پوآرو را تحت شعاع قرار می‌دهد. در حقیقت شما انتظار دارید پوآروی آلبرت فینی از پس حل معماهای سخت برآید اما یوستینف دوست‌داشتنی غافل‌گیری‌های بزرگی برایتان دارد و به کمک سلول‌های خاکستری مغزش، درست سر بزنگاه دست هر جنایتکاری را رو می‌کند.
یوستینف نقش پوآرو را آن‌قدر طبیعی ایفا کرد که به مدت ده سال در این نقش ماندگار شد. او پس حضور در «مرگ روی نیل» (Death on the Nile)، سال ۱۹۸۲ در «شیطان زیر آفتاب» (Evil Under the Sun) نقش‌آفرینی کرد. به همین ترتیب در چندین فیلم تلویزیونی از جمله «حماقت مرد مرده» (Dead Man’s Folly) و «قتل در سه پرده» (Murder in Three Acts) هم حضور قدرتمند و درخشانی داشت.
این فیلم‌های تلویزیونی به کمک پیتر یوستینف شخصیت خشک و جدی پوآروی دهه‌ی ۳۰ را به دوره تازه پیوند زدند و باعث شدند این کارآگاه بلژیکی از جاهای عجیب و نامتجانسی از جمله برنامه‌های پربیننده‌ی گفتگو محور سر درآورد.
دیوید سوشی
«شما پوآرو هستید؟» زنی در دقایق ابتدایی اپیزود اول مجموعه‌ی تلویزیونی «پوآروی آگاتا کریستی» (Agatha Christie’s Poirot) محصول شبکه‌ی ITV1، این سوال را با تعجب از کارآگاه می پرسد و سپس اضافه می‌کند: «شما اونطوری که فکر می‌کردم، نیستید». دیوید سوشی ستاره‌ی فیلم شانه بالا می‌اندازد و با بی‌تفاوتی به زبان فرانسوی می‌گوید «منم».
از قضا برای بسیاری از مخاطبان سوشی تنها شبیه هرکول پوآروی آگاتا کریستی نیست بلکه در ذهنشان مترادف با نام پوآرو است. او نزدیک ۲۵ سال ایفای این نقش دشوار را بر عهده داشت و در ۷۰ قسمت ظاهر شد. این سریال تمام مجموعه‌ی کریستی را پوشش می‌داد و بالاخره سال ۲۰۱۳ با «پرده: آخرین پرونده‌ی پوآرو» (Curtain: Poirot’s Last Case) به پایان رسید. هر قسمت مثل یک فیلم مستقل است و یک ماجرا را به طور کامل با تمام ریزه‌کاری‌هایش شرح می‌دهد.
اجرای دیوید سوشی به روایت کریستی بسیار وفادار است؛ خوش‌اخلاق جذاب و فوق‌العاده. او مغرور اما باملاحظه، تندخو اما متواضع و آداب‌دانی است که به وقت حکم کردن کاملا بی‌رحم می‌شود. با گذشت زمان عملکرد سوشی عمیق‌تر شد و لایه‌های تازه‌ای از پیچیدگی‌های روانی را به شخصیت پوآرو اضافه کرد. لحن فصل‌های آخر جدی و تیره‌تر است و سوشی با تکیه بر رابطه‌ی چند دهه‌ای خود با این شخصیت از جاذبه‌های تاریخی او استفاده می‌کند و هر قسمت به اثری فریبنده و تکان‌دهنده تبدیل می‌شود.
من که فکر می‌کنم برداشت او از پوآرو با احساسات قابل‌درکش، قانع‌کننده‌ترین و دوست‌داشتنی گزینه‌ی این فهرست است.
کنت برانا
آگاتا کریستی به سبیل‌های آلبرت فینی در نقش هرکول پوآرو انتقاد می‌کرد؛ بنابراین اگر بود و سبیل‌های پهن و از بناگوش دررفته‌ی کنت برانا را می‌دید، صد در صد همان نظر را داشت. با این حال به نظر می‌رسد این سبیل‌ها و ظاهر عجیب و غریب حداقل در دو فیلم خوب کار کرده و بازخوردهای نسبتا خوبی گرفته است. برانا کارگردانی و بازی نقش پوآرو در فیلم‌های «قتل در قطار سریع و السیر شرق» (Murder on the Orient Express) و «مرگ روی نیل» (Death on the Nile) که به تازگی اکران شده را بر عهده داشت.
هر دو فیلم از بسیاری جنبه‌ها پرزرق‌وبرق و مجلل هستند؛ از طراحی صحنه و لباس گرفته تا گریم و روند تولید. کنت برانا برداشت منحصربه‌فرد خودش را دارد که از قضا با مناظر جذاب و کارت‌پستالی که مقابل این شخصیت قرار داده، کاملا متناسب است. اقتباس او از این کارآگاه باهوش مطمئنا نمایشی‌تر از سایر گزینه‌های فهرست است. پوآروی برانا شوخ و شنگ است و در بعضی لحظات رفتارهای کمی تا قسمتی احمقانه‌ای بروز می‌دهد اما در عین حال جسارت لازم برای انجام کارهای بدنی و قرارگیری در موقعیت‌های اکشن را دارد؛ او خوب مشت می‌زند، تیرانداز قابلی است و حتی گاهی در صحنه‌های تعقیب و گریز حضور فعالی دارد.
انتقادات طرفداران آثار آگاتا کریستی به عملکرد کنت برانا تا اندازه‌ای درست است زیرا او به شخصیت اصلی کتاب کاملا وفادار نیست اما واضح است که پوآرو را می‌پرستد و تلاش کرده با روش منحصربه‌فردش این شخصیت را از آن خودش کند.
منبع: The New York Times


source

توسط irmusic4

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.