9 موردی که ای کاش قبل از ترک شغل می دانستم تا تمام وقت خود را روی شلوغی های جانبی تمرکز کنم

توسط irmusic4, آگوست 9, 2021


9 موردی که ای کاش مطالب بیشتر قبل از ترک شغل می دانستم تا تمام وقت خود را روی شلوغی های جانبی تمرکز کنم
من کار خود را به عنوان سرپرست در یک شرکت حمل و نقل و تدارکات در فوریه 2021 ترک کردم. پس از 15 سال کار در آنجا ، برای شروع کسب و کار خودم بیقرار بودم. به مدت هفت سال ، من به آرامی در حال توسعه شرکت مشاوره مالی خودم بودم ، و هنگامی که نقش های رهبری تغییر کرد و در شیوه کار تمام وقتم با شیوه های مدیریتی متناقض روبرو شدم ، سرانجام تصمیم گرفتم که زمان آن رسیده است که خود را وقف شرکت خودم کنم. به
من می دانستم که با برخی از چالش ها روبرو خواهم شد ، اما 10 مورد وجود داشت که وقتی کار را بدون برنامه ترک کردم ، متوجه آنها نشدم و سریع یاد گرفتم.
1. من انتظار نداشتم که اینقدر خوشحال باشم اشتباه نکنید من در شغل قدیمی خود راحت بودم ، اما با گذشت زمان ، به شدت ناراضی شدم. من به حقوق و برنامه معمول عادت داشتم ، اما بین تغییر رهبری و کاهش اشتیاق برای کار ، می دانستم که زمان ترک زمان فرا رسیده است. وقتی این کار را کردم ، احساس شادی باورنکردنی کردم.
2. من نفهمیدم چقدر زمان و انرژی برای اداره یک کسب و کار لازم است با وجود انجام خدمات مالی به عنوان یک مشقت جانبی به مدت هفت سال ، مجبور شدم به حالت اول بازگردم. من سه کارمند نیمه وقت استخدام کردم ، SOP های خود را توسعه دادم و یک طرح تجاری ایجاد کردم. فهمیدم که موفقیت من به من وابسته است و تنها من.
3. من متوجه نشدم که چقدر از انجام شلوغی جانبی به مرکز بازی لذت می برم در طول هفت سال گذشته ، مجبور بودم کار روزانه و شلوغی های جانبی خود را از یکدیگر جدا کنم. پس از ترک ، توانستم خود را کاملاً وقف مشاغل کوچکم کنم. هرچه بیشتر در زمینه کسب و کارم در زندگی کار می کردم ، احساس زنده بودن بیشتری می کردم.
4. من یاد گرفتم که برای مشتریانم فراتر بروم. من مجبور بودم نحوه شبکه سازی ، خلاقیت بیشتر و مدیریت زمان را یاد بگیرم. با تبدیل شدن به یک صاحب مشاغل ، متوجه شدم که حضور در تجارت من به معنای آموزش مشتریان من است. من باید خود را در یک مکان آسیب پذیر قرار دهم و مشکلات مالی خود را با مشتریانم در میان بگذارم ، تا بتوانم آنها را از جای صادقانه آموزش دهم.
5. من نمی دانستم که به تیمی نیاز دارم که به من در پیشرفت کمک کند وقتی کارم را ترک کردم ، متوجه شدم که به یک تیم قوی احتیاج دارم تا به کسب و کارم در سطح بعدی کمک کند. من یک آژانس بازاریابی استخدام کردم ، با سایر مشاوران مالی ملاقات کردم و از مشاوران برای کمک به ایجاد کسب و کارم استفاده کردم.
من حتی یک درمانگر گرفتم – در واقع دو نفر از آنها. مراقبت از سلامت روان به من کمک کرد تا طرز فکرم را تغییر دهم ، زیرا مدت زیادی در شرایطی قرار گرفته بودم که در ناراحتی احساس راحتی می کردم.
6. من شوکه شده بودم که دستمزد معمولی را از دست ندادم بعد از ترک آن حدود دو هفته مرخصی گرفتم زیرا وقتی اضطراب برطرف شد ، احساس خستگی کردم. وقتی آن دو هفته تمام شد و من حقوق و دستمزد معمولی خود را نگرفتم ، من را مجبور کرد که کار را انجام دهم و کارها را برای تجارتم پیش ببرم. با این وجود ، من اصلا دستمزد قدیمی خود را از دست ندادم ، زیرا در نهایت روی کاری که از آن لذت می بردم تمرکز کردم.
7. من هرگز نمی دانستم مارک تجاری و بازاریابی رسانه های اجتماعی چقدر اهمیت دارد من مدام به خودم می گفتم: “باید خلاق باشی ، کیشا!” در ابتدا ، من نمی دانستم چگونه می توانم کسب و کار خود را به صورت آنلاین ایجاد کنم ، بنابراین هر چیزی را که در بازاریابی و برندسازی در رسانه های اجتماعی پیدا بیشتر کردم مطالعه کردم و به تیم خود کمک کردم.
8. من متوجه نشدم که چقدر می توانم با کسب و کارم در جامعه خودم ایجاد کنم در ملاقات با بزرگسالانی که اطلاعات کمی در مورد مدیریت پول داشتند ، تصمیم گرفتم نه تنها به آنها در ایجاد بودجه و پس انداز کمک کنم ، بلکه نحوه و چگونگی تأمین مالی را نیز به آنها بیاموزم. با انجام این کار ، من به شکستن چرخه های نسلی طرز فکر پول بد کمک می کنم.
9. من نمی دانستم که اعتماد به نفس من تا چه حد بهبود می یابد من تنها زن اقلیت در نقش رهبری در شغل قدیمی ام بودم و همه این کارها بسیار وقت گیر بود. از راه اندازی تمام وقت کسب و کارم ، آموختم که مرزهای سالم را تعیین کنم و بدانم چه موقع است که باید یک قدم به عقب بردارم ، چه از موقعیت و چه از نظر مشتری بد.
برای اعلان های Insider ثبت نام کنید! با آنچه می خواهید بدانید به روز باشید. برای اعلان های فشار مشترک شوید

دیدگاه شما چیست؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *