محمد شجاعی جامعه‌شناس در یادداشتی نوشت: برگزاری جشنواره‌ها و رویدادهای فرهنگی، هنری و گردشگری در دهه‌های اخیر به یکی از مؤثرترین ابزارهای توسعه پایدار گردشگری تبدیل شده است، این رویدادها، علاوه بر ایجاد تجربه‌ای متفاوت برای گردشگران، بسترهایی تازه برای معرفی هویت فرهنگی، تاریخ، صنایع‌دستی، موسیقی و سبک زندگی یک منطقه فراهم می‌کنند.

 در حقیقت، رویدادها به‌مثابه پنجره‌ای نو به سوی ظرفیت‌های پنهان هر مقصد عمل می‌کنند، پنجره‌ای که می‌تواند چرخ اقتصاد محلی را به حرکت درآورد و تصویر مقصد را در ذهن مخاطبان داخلی و بین‌المللی ماندگار سازد.

 یکی از برجسته‌ترین تأثیرات جشنواره‌ها، تنوع‌بخشی به تقویم سفر است، بسیاری از مقاصد گردشگری، در فصولی خاص با ازدحام و در فصولی دیگر با رکود گردشگر مواجه‌اند، برگزاری رویدادهای هدفمند و متناسب با ظرفیت‌های منطقه، می‌تواند فصل کم‌رونق گردشگری را به دوره‌ای پویا و جذاب تبدیل کند.

زمانی که گردشگران برای حضور در یک جشنواره موسیقی محلی، آیین سنتی، نمایشگاه صنایع‌دستی یا مراسم برداشت محصول به منطقه‌ای سفر می‌کنند، فرصت طلایی برای معرفی دیگر جاذبه‌های گردشگری آن مقصد ایجاد می‌شود، این امر به توزیع زمانی و مکانی سفر کمک کرده و از فشار بیش از حد به محیط‌زیست و زیرساخت‌ها در دوره‌های پیک جلوگیری می‌کند، موضوعی که یکی از ارکان توسعه پایدار به شمار می‌رود، از سوی دیگر جشنواره‌ها نقش قابل‌توجهی در تقویت اقتصاد محلی دارند، حضور گردشگران به معنای افزایش مصرف در حوزه‌های اقامت، حمل‌ونقل، خوراک، خرید سوغات و صنایع‌دستی است.

کسب‌وکارهای کوچک، از هنرمندان و تولیدکنندگان صنایع‌دستی گرفته تا کافه‌ها، رستوران‌ها، اقامتگاه‌های بوم‌گردی و حتی حمل‌ونقل محلی، در جریان این رویدادها رونق می‌پذیرند و این چرخه اقتصادی، اشتغال‌زایی مستقیم و غیرمستقیم به همراه دارد و حس امید و پویایی را در جامعه میزبان زنده می‌کند، اهمیت این مسئله زمانی بیشتر می‌شود که بدانیم گردشگری رویدادمحور قادر است درآمد را بدون نیاز به تخریب منابع طبیعی افزایش دهد و همین موضوع پیوندی جدی با اصول توسعه پایدار برقرار می‌کند.

 تأثیر دیگر برگزاری رویدادها، تقویت سرمایه اجتماعی و مشارکت جامعه محلی است، جشنواره‌ها معمولاً بدون همکاری گروه‌های مختلف محلی قابل اجرا نیستند، از هنرمندان و جوانان داوطلب گرفته تا پیشکسوتان فرهنگی، فعالان گردشگری و نهادهای دولتی و خصوصی، این مشارکت مشترک، حس تعلق و هویت‌بخشی را افزایش می‌دهد و جامعه میزبان را از یک نقش منفعل به کنشگری فعال در روند توسعه گردشگری تبدیل می‌کند.

حفظ آیین‌ها و سنت‌های قدیمی، احیای مهارت‌های فراموش‌شده، انتقال دانش بومی و تقویت حس افتخار نسبت به میراث ملموس و ناملموس منطقه، از دستاوردهای فرهنگی چنین رویدادهایی است، در کنار این موارد، نباید از برندسازی مقصد غافل شد.

رویدادهای شاخص، تصویر مقصد را در رسانه‌ها، شبکه‌های اجتماعی و ذهن مخاطبان برجسته می‌کنند، زمانی که یک جشنواره برای چند سال متوالی برگزار شود و هویت بصری و محتوایی مشخصی پیدا کند، تبدیل به «برند» می‌شود، برندی که قادر است مقصد را از سایر مناطق متمایز کند و جریان ثابتی از گردشگران را هر ساله به سمت خود جلب کند.

بسیاری از شهرهای جهان، بخش قابل توجهی از شهرت و اقتصاد خود را مدیون همین رویدادهای سالانه هستند. با این حال، توسعه پایدار ایجاب می‌کند که رویدادها تنها با هدف جذب گردشگر برگزار نشوند، بلکه اثرات محیط‌زیستی و اجتماعی آنها نیز ارزیابی شود.

 مدیریت پسماند، کاهش مصرف منابع، استفاده از مواد بومی و سازگار با محیط، رعایت ظرفیت تحمل منطقه و برنامه‌ریزی برای کاهش ترافیک و آلودگی از اصولی است که باید در طراحی هر جشنواره رعایت شود، تنها در چنین شرایطی است که می‌توان گفت جشنواره‌ها نه‌تنها در کوتاه‌مدت جذابیت ایجاد می‌کنند، بلکه در بلندمدت نیز به حفظ منابع طبیعی و فرهنگی منطقه کمک خواهند کرد.

 در مجموع، جشنواره‌ها و رویدادها اگر با برنامه‌ریزی دقیق، نگاه فرهنگی و مدیریت مسئولانه برگزار شوند، می‌توانند یکی از قدرتمندترین پیشران‌های توسعه پایدار گردشگری باشند، رویدادهایی که مقصد را زنده، پویا و در مسیر آینده‌ای روشن قرار می‌دهند.

انتهای پیام/

source

توسط irmusic4.ir