در گذشته کتاب‌های کمیک به عنوان کتاب‌هایی مخصوص نوجوانان و جوانانی شناخته می‌شد که به دنبال فرار از واقعیت به تخیل پناه می‌برند، و بسیاری از خواندن آنها سر باز می‌زدند. ولی تصاویرهای رنگارنگ و اکشن‌های پرهیجان این کتاب‌ها چنان ذهن خوانندگان را تسخیر کرد که دیگر آثار تخیلی قبل و بعد آن هرگز نتوانستند. کتاب‌های مصور رسانه‌ای هستند که در آن استعداد هنرمندان تجسمی و نویسندگان به تلاقی می‌رسند و برای مدتی طولانی، تنها گروه کوچک از طرفداران قدردان این همکاری جادویی بودند.
این روزها، کتاب‌های مصور اغلب داستان‌های تاریک و اسرارآمیز منحصربه‌فردی را روایت می‌کنند که گاهی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر خیلی گرافیکی باشند. خوانندگانی که قبل‌تر و در جوانی وارد دنیای کمیک می‌شدند، به لطف محبوبیت این رسانه در این روزها، بدون ترس از قضاوت شدن همچنان در این دنیا غرق می‌شوند. به علاوه، تهیه‌کنندگان، نویسندگان، کارگردانان، بازیگران و کل هالیوود همگی در جست‌وجوی کتاب‌های کمیک برای تولید اقتباس‌های بزرگ سینمایی یا لایو اکشن هستند. این فیلمسازان علاوه بر اینکه به دنبال داستان‌های کامل کمیکی هستند، به کمیک‌هایی که به عنوان داستان موازی یا اسپین آف برای نمایش داستان زندگی یا توضیح شخصیت‌ها منتشر می‌شوند هم رحم نمی‌کنند.
کمیک‌ها همانطور که همواره بودند، خنده‌دار و فریبنده هستند و هوش خواننده را به چالش می‌کشند. به علاوه اکثر آنها بر هنر درگیر کردن خوانندگان شماره به شماره به طور کامل تسلط دارند. بنابراین، می‌توان حدس زد که چرا در طول سال‌ها سریال‌های تلویزیونی که مستقیماً از کتاب‌های کمیک اقتباس شده‌اند سریال‌های بسیار خوبی از آب در آمدند. برخی از بهترین سریال‌های تلویزیونی اقتباس‌شده از کتاب‌های مصور را با هم مرور می کنیم؛ با توجه به این که در ایران بیشتر کمیک‌های مارول و دی‌سی شناخته‌شده هستند، از دیدن نام بعضی از سریال‌ها تعجب خواهید کرد.

همه بچه‌های دهه ۹۰ میلادی احتمالا به لطف سریال شبکه‌ی ABC به نام «سابرینا، جادوگر نوجوان» (Sabrina, the Teenage Witch) با سابرینا جادوگر نوجوان بااستعدادی که ملیسا جوآن هارت به تلوزیون آورد آشنا بودند. با این حال، تعداد کمی هستند که بدانند که این سریال اقتباسی از مجموعه کتاب‌های مصور به همین نام بود. شخصیت سابرینا اسپلمن برای اولین بار در سال ۱۹۶۲ در مجله «آرچی دیوانه» معرفی شد. داستان جادوگر نوجوانی که توسط دو خاله‌اش، هیلدا و زلدا اسپلمن بزرگ می‌شد.
سابرینا با حضور در مجموعه‌ی «ماجراهای هراس‌انگیز سابرینا» (Chilling Adventures of Sabrina) به شخصیت بسیار تاریک‌تری در دنیای کتاب‌های مصور تبدیل شد. در این مجموعه که از سال ۲۰۱۴ شروع شد، اعمال شیطانی و غیبی در کنار خشونت گرافیکی و هیولاها به تصویر کشیده می‌شد. در سال ۲۰۱۸ نتفلیکس سریالی اقتباسی با همین نام تولید کرد که تصویری هیجان‌انگیزتر از آن چیزی که طرفداران سیتکام‌های کلاسیک می‌توانستند تصور کنند، از این شخصیت ارائه کرد.
داستان حول زندگی کیرنان شیپکا است، شخصیت اصلی که قرار است در روز تولد ۱۶ سالگی خود غسل تعمید تاریکی را پشت سر بگذارد. در طی آن مراسم، او باید متعهد شود که به شیطان وفادار باشد و کتاب وحش را امضا کند. سابرینا سرنوشت خود را رد می‌کند و تصمیم می‌گیر‌د نوجوانی معمولی ​​در میان دوستان انسانی خود باشد، اما در نهایت این تصمیم او باعث دردسرهایی برای او و خانواده اش می شود. این سریال داستانی تاریک و شوم با المان‌های وحشت است که توانسته آن را به یکی از پربیننده‌ترین سریال‌ها تبدیل کند.

دنیایی را تصور کنید که در آن ۴۳ زن دقیقاً در یک لحظه زایمان می‌کنند، آن هم بدون هیچ نشانه قبلی مبنی بر بارداری.  داستان از جایی جالب‌تر می‌شود که می‌فهمیم بچه‌ها همگی توانایی‌های ماوراء طبیعی هم دارند. هفت نفر از این کودکان توسط میلیاردری به فرزندی پذیرفته می‌شوند  که سعی دارد از آنها یک تیم ابرقهرمانی بسازد. بعله! به دنیای عجیب و شگفت انگیز «آکادمی چتر» نتفلیکس خوش آمدید. این سریال اقتباسی از چندین مجموعه کمیک با عنوان «آکادمی چتر» است که در سال ۲۰۰۷ و با کمیک «آکادمی چتر: سوئیت آخرالزمان» ( The Umbrella Academy: Apocalypse Suite) آغاز شد.
در این مجموعه الیوت پیج، تام هاپر، دیوید کاستاندا، امی راور-لمپمن، رابرت شیهان، آیدان گالاگر و جاستین اچ مین در نقش هفت کودک با توانایی‌های خاص که به فرزندی گرفته شده‌اند، بازی می‌کنند. پدرخوانده آنها، میلیاردر سر رجینالد هارگریوز (کلم فیور)، کودکان را با شماره‌های یک تا هفت صدا می‌زند. با این حال، رباتی که توسط رجینالد ساخته شده، گریس (جردن کلر رابینز)، به آنها نام واقعی می‌دهد.
وقتی این خواهر و برادرها بعد از مدت‌ها در روز تشییع جنازه رجینالد دور هم جمع می‌شوند، از اوضاع زندگی یکدیگر باخبر می‌شوند و برادرشان، پنج (آیدان گالاگر)، که می‌تواند به آینده، سفر کند، پیامبرگونه درباره‌ی آخرالزمانی که در حال نزدیک شدن است به آن‌ها هشدار می‌دهد. این سریال بسیاری از موضوعات ابرقهرمانی رایج این ژانر را نادیده می‌گیرد و در عوض داستانی عجیب و اسرارآمیز پر از دسیسه و لذت را به مخاطبان نشان می‌دهد.

«پایان دنیای لعنتی» که بر اساس کمیک‌های چارلز فورسمن با همین نام ساخته شده، کنایه‌های جسورانه و طنزی سیاه را نمایش می‌دهد. این سریال داستان جیمز، نوجوانی را روایت می‌کند که متقاعد شده که بیمار است. او متوجه می‌شود که از نظر عاطفی احساسات بسیار کمی دارد و فکر قتل دائماً در مغز او است. او تا به حال به زندگی حیوانات بی‌شماری پایان داده و حالا هم در فکر کشتن همکلاسی شرور خود، آلیسا است. با این حال، آلیسا به سرعت به جیمز وابسته می شود و سعی می‌کند با این پسر آشفته ارتباط برقرار کند و از او می‌خواهد با هم فرار کنند. جیمز هم با این نقشه همراه می‌شود تا بتواند به او نزدیک‌تر شود و در نهایت او را به قتل برساند. اما این زوج بعد از فرار و آزادی از زندگی گذشته خود، با اتفاقاتی روبرو می‌شوند که در نهایت آنها را به هم نزدیکتر می‌کند.
در این سریال هم مانند دیگر سریال‌های محبوبی که شخصیت‌های اصلی آن‌ها بیماری روان‌پریش است، مانند «تو» یا «دکستر»، عنصری از انسان‌دوستی وجود دارد که رنگ بویی از کمدی سیاه به داستان می‌دهد.

شخصیت لوسیفر در مجموعه تلویزیونی «لوسیفر» داستانی انسانی و احساسات‌برانگیز دارد. لوسیفر، شخصیتی برگرفته از شیطان که توسط نیل گیمن در کمیک دی سی خلق شده است، تصمیم می‌گیرد برای مدتی روی زمین بماند تا از مشکلات خود دور شود. لوسیفر چهره‌ای جذاب و کاریزماتیک دارد، درست همانطور که هنرپیشه‌اش، تام الیس در سریال نتفلیکس او را به تصویر کشیده. او همراه با دوست و شریک اعمال شیطانی‌اش، مازیکین (لسلی-آن برانت)، کلوپی شبانه به نام لوکس باز می‌کند. طی اتفاقاتی عجیب، لوسیفر بعد از کمک کردن و دل باختن به کارآگاه کلوئه دکر (لورن ژرمن)، کسی که در برابر جذابیت‌ها و توانایی‌های ماورایی و ذاتی او مقاومت می‌کند، به عنوان مشاور پلیس مرکزی نیویورک شناخته می‌شود.
«لوسیفر» سریالی فراطبیعی-جنایی است که در فضای فانتزی شهری اتفاق می‌افتد. فرشتگان و شیاطین مرتباً با هم برخورد می‌کنند و لوسیفر اغلب به اندازه انسان‌های اطرافش معمولی به نظر می‌رسد. او از «بابای عزیز پیر» کینه دارد، اما فقط می خواهد کسانی را مجازات کند که واقعاً مستحق آن هستند. در اصل، لوسیفر نوعی ضدقهرمان است. تام الیس هم شوخ و جذاب است. به این ترتیب، لوسیفر را می‌توان به راحتی یکی از بهترین اقتباس‌های شخصیت محور از کتاب کمیک در نتفلیکس دانست.

اکثر کتاب‌های مصور ما را به مکان‌های عجیبی می‌برند، اما «هپی»، مینی سریال اقتباس شده از کمیکی به همین نام نوشته گرانت موریسون، مرزهای این عجیب بودن را جابه‌جا کرده است. سریال «هپی» با ترکیبی از لایو اکشن و انیمیشن در شبکه Syfy ساخته شد. داستان این سریال حول محور شخصیت نیک ساکس (کریستوفر ملونی)، کارآگاه پلیس سابق است که اکنون برای تامین هزینه‌های زندگی و خصوصا مشروبات الکلی خود به قاتل تبدیل شده.
در یک روز سرنوشت ساز، نیک دچار ایست قلبی می‌شود و پس از بهبودی با هپی، اسب شاخدار آبی خیالی با صداپیشگی پاتون اسوالت، آشنا می‌شود. هپی ادعا می‌کند که دوست خیالی دختر جوانی است که در خطر است و به کمک نیک نیاز دارد. نیک به زودی متوجه می‌شود که این دختر درواقع دختر خود اوست.
این سریال کاملاً به ژانر کمدی سیاه تعلق دارد. جنجال‌هایی که این زوج دوست‌داشتنی دوست خیالی-پلیس ایجاد کردند باعث شده بود تا هم منتقدان و هم مخاطبان از آن لذت ببرند. متأسفانه، نشریه‌ی Deadline اعلام کرد که به دلیل کم بودن بینندگان سریال تنها پس از دو فصل لغو خواهد شد. صرف نظر از این موضوع، «هپی» سریالی منحصربه‌فرد است که برای علاقه‌مندان به کمدی سیاه و کمی فانتزی تجربه‌ی دیدن آن لذت‌بخش خواهد بود.

آلن مور نویسنده، یکی از محبوب‌ترین داستان‌های دوران جنگ سرد را در کتاب‌های مصور «نگهبانان» خلق کرد. رمان گرافیکی اصلی بر تاریخ جایگزینی از دهه ۱۹۸۰ تمرکز دارد که در آن ابرقهرمانانی ظهور و برای دولت ایالات متحده کار می‌کنند. در بین قهرمانان این داستان که اکثرا مردان و زنان نقابدار هستند، دکتر منهتن از قدرت‌هایی باورنکردنی برخوردار است و قابلیت‌های خداگونه او به تنهایی باعث برنده شدن ایالات متحده در جنگ ویتنام شده. طرفداران کتاب می‌دانند که داستان چگونه به پایان می‌رسد، اما در دهه‌های بعد چه بر سر دنیا آمد؟ سریال «نگهبانان» که از شبکه HBO پخش شد به این سوال پاسخ می‌دهد. خاطرات رورشاخ که از توطئه آدریان وید به قصد کشتن میلیون‌ها نفر در نیویورک برای جلوگیری از هولوکاست هسته‌ای پرده‌برداری می‌کند، به ابزاری برای نژادپرستان سفیدپوست تبدیل شد تا خشونت خود را نسبت به کسانی که آنها را نالایق می‌دانند توجیه کنند. آن‌ها ماسک‌های رورشاخ را می‌پوشند و در رویدادی به نام «شب سفید» به پلیس حمله می‌کنند. افسران پلیس اکنون برای محافظت از هویت خود ماسک می‌زنند، در حالی که برخی دیگر لباس‌های مبارزه با جرم و جنایت به تن می‌کنند.
این سریال داستان پشت گروه نفرت را آشکار می‌کند و در عین حال کمک می‌کند تا با داستان و شخصیت‌های اصلی داستان را بیشتر آشنا شویم. این سریال تک‌فصلی داستانی باورپذیر و نتیجه‌گیری قاطعی دارد که احتمالا برای طرفداران کمیک اصلی تماشایی‌ست.

این سریال کمدی/درام/علمی-تخیلی شبکه Syfy از کتاب مصور «بیگانه‌ی ساکن زمین» اثر پیتر هوگان و استیو پارکهاوس اقتباس شده است و آلن تودیک در آن نقش بیگانه‌ای را بازی می‌کند که روی زمین فرود می‌آید تا ماموریتی را به انجام برساند: نابودی بشریت. در نتیجه برای سکونت در زمین او دکتر هری وندرسپیگل را می‌کشد و هویت او را می‌دزدد.
لذت داستان تماشای «هری» است که به عنوان غریبه‌ای تازه‌وارد همه‌چیز زمین برای او تازگی دارد و برای انجام ماموریت خود باید درباره‌ی زمین بیشتر بداند. او با تماشای تمرین پزشکان در تلویزیون، هویت خود را به عنوان پزشک معالج حفظ می‌کند. اما به سرعت متوجه می‌شود که پسر شهردار قادر است هویت واقعی او را ببیند. در ابتدا، هری برای مخفی نگه داشتن هویت خود نقشه می‌کشد تا این پسر را بکشد. اما در نهایت، درگیر مبارزه‌ای اخلاقی بین مسئولیتی که دارد و وجدان خود می‌شود، زیرا اکنون دیگر با نوع بشر احساس نزدیکی می‌کند.
«بیگانه‌ی ساکن زمین» برای طرفداران علمی تخیلی، کمدی و معمایی بسیار جذاب خواهد بود. این سریال یادآور ترس‌ کلاسیک حمله‌ی بشقاب پرنده‌ها از دهه ۱۹۵۰ آمریکا است ولی چرخشی منحصر به فرد در روایت ایجاد می‌کند.

تنها اگر دوازده سال در غار زندگی‌ کرده باشید ممکن است که نام سریال «مردگان متحرک» شبکه AMC را نشنیده باشید. این سریال که در سال ۲۰۱۰ کلید خورد، بر اساس مجموعه کتاب‌های مصور اثر رابرت کرکمن ساخته شده. این سریال با ریک گرایمز، کلانتری از منطقه آتلانتا آغاز می‌شود که وقتی از کما بیرون می‌آید پی می‌برد کل جهان از ویروسی ناشناخته در آخرالزمان فرو رفته و اکثر بشریت به زامبی تبدیل شده است. داستان در رابطه با تلاش‌های او برای یافتن خانواده‌اش و محافظت از کسانی است که به آنها اهمیت می‌دهد. در طول مسیر داستان، تعداد بی‌شماری شخصیت‌ دیگر که در کتاب کمیک حضور دارند، ظاهر می‌شوند. بعضی از این شخصیت‌ها برای آن‌چه خوب و عادلانه است می‌جنگند، در مقابل که بعضی از آن‌ها ظالم، پست و بی‌رحم هستند و فقط به دنبال به دست آوردن آنچه می‌خواهند در سرزمینی بی‌قانون هستند.
این سریال به‌سرعت در بین بینندگان محبوبیت بسیاری یافت و همین امر باعث شد تا چندین اسپین آف از این سریال ساخته شود. بسیاری از بازیگران از جمله جان برنتال با حضور در این سریال بسیار شناخته شدند. «مردگان متحرک» احساسات، حساسیت معده و عزم شما را در موقعیت‌هایی که کمان‌های شخصیت‌ها به موانع ناامیدکننده برخورد می‌کنند، می‌آزماید.

درست است که این سریال از صفحات ملموس کتاب کمیک فیزیکی اقتباس نشده، اما بر اساس مجموعه وبتون بسیار شبیه به کمیکی با عنوان «پادشاهی خدایان» نوشته‌ی کیم یون هی و طراحی یانگ کیونگ ساخته شده. «پادشاهی» یکی از سریال‌های نتفلیکس است که در قرن شانزدهم کره اتفاق می‌افتد. این سریال حال و هوایی نزدیک به سریال محبوب «بازی تاج و تخت» دارد زیرا شخصیت اصلی، لی چانگ (جو جی هون)، باید از پادشاهی خود در برابر بیماری در حال گسترش دفاع کند و همزمان از تاج و تخت پدر مرده‌اش در برابر دشمنان سیاسی هم محافظت کند. درست است که داستان در یک برش تاریخی کره رخ می‌دهد، ولی کاملا تخیلی است و عناصر اکشن و هیجان را با ترس ترکیب می‌کند. در ادامه وقتی زامبی‌ها وارد این ترکیب می‌شوند همه چیز رنگ و بویی سورئال به خود می‌گیرد. اشتباه نکنید، این زامبی‌ها به همان اندازه هولناک هستند که زامبی‌هایی که در نمایش‌هایی مانند «مردگان متحرک» دیده‌ایم.
پادشاه، پدر لی چانگ، که مرده‌ است با گیاهی مرموز زنده می‌شود و از آن پس او مجبور به تغذیه از اجساد مردگان خواهد شد. همزمان که ملکه در رقابت برای نشاندن پسرش بر تاج و تخت است، لی چانگ باید در مورد بیماری عجیب زامبی مانندی که سرزمین را گرفتار کرده تحقیق کند و توطئه‌ای را که علیه پادشاهی شده کشف کند. همه‌ی این‌ها ترکیبی هیجان‌انگیز از ژانرها را تشکیل داده که مخاطبان را شدیدا جذب کرده.

شبکه‌ی HBO Max به بینندگان فرصتی داد تا بعد از تماشای فیلم «جوخه انتحار» جیمز گان، با همراهی «پیس‌میکر» (جان سینا) در سفری جدید برای کشف هویت خود، کمی بیشتر از آن دنیا لذت ببرند. کریس اسمیت، با نام مستعار پیس‌میکر، پس از اقداماتش در رابطه با کورتو مالتی، پیشنهادی برای رستگاری دریافت می‌کند. او مجبور می‌شود به گروهی سیاهپوست بپیوندد که در حال تحقیق در مورد تهاجم پروانه‌های بیگانه هستند. این سریال خنده‌دار است و از خامی و احمقانه جلوه کردن ابایی ندارد. پیس‌میکر و هم‌پیمانانش اغلب مانند خواهر و برادرها با هم دعوا می‌کنند، اما در نهایت پیوندهای پایدار و عمیقی ایجاد می‌کنند.
این سریال به‌عنوان بخشی از دنیای سینمایی ‌DC، با تصدیق وقایع رخ‌داده در فیلم‌ها و ارجاع به شخصیت‌های دیگر DC، داستان دنیای فیلم را گسترش می‌دهد. اگر خوانندگان حرفه‌ای کتاب‌های کمیک DC این سریال را تماشا کنند، با تعدادی ارجاعات مخفی و جزئیات پنهان در سریال «پیس‌میکر» برخورد خواهند کرد که هیجان‌زده می‌شود. در نهایت، «پیس‌میکر» در درجه‌ی اول درباره شخصیت‌ها و در مرحله بعد سفری حماسی است.

در چند دهه اخیر شاهد بوده‌ایم که نسخه‌های مختلفی از پانیشر، اراذل و اوباش، قاتل‌ها و کلاهبرداران را از خیابان‌ها بیرون می‌کشد. اولینشان دولف لوندگرن در نقش فرانک کسل در سال ۱۹۸۹ بود. هم توماس جین و هم ری استیونسون در دهه ۲۰۰۰ این جمجمه نمادین را روی سینه خود می‌پوشیدند. در نهایت، جان برنتال در حالی که درد، جراحت و مجازات را برای آنان که لایقش بودند به ارمغان می‌آورد، جمجمه سیاه و سفید را پوشید.
فرانک کسل اولین بار در مقابل دردویل (چارلی کاکس) در فصل دوم سریال «دردویل» به عنوان مردی با یک ماموریت  ظاهر شد. فرانک مانند دیگر شخصیت‌ها یا قهرمانان مارول نیست. او قدرتی ندارد و با ریختن خون برای انجام کار مشکلی ندارد. فرانک که به‌خاطر حکومت همراه با ترسش بر تفاله‌های خیابان‌های نیویورک به عنوان پانیشر شناخته می‌شود، در حالی که توطئه‌های ترور داخلی را بو می‌کشد و قصد دارد آنها را خنثی کند، با افراد فاسد هم مبارزه می‌کند. برنتال ایده‌ی خشم عادلانه را با به تصویر کشیدن این شخصیت کاملا مجسم می‌کند. سریال «پانیشر» یکی از بهترین سریال‌های تلویزیونی مارول در کنار سریال دردویل است.

سریال «پسران» آمازون مستقیماً از صفحات رمان گرافیکی گارث انیس و داریک رابرتسون، ساخته شده است. داستان این سریال تعریف ابرقهرمان را کاملا تغییر می‌دهد. قهرمانان به جای چراغ‌های درخشان امید، پول‌دوست و سطحی می‌شوند. کسانی که قدرت‌های ماورالطبیعی دارند به ندرت می‌خواهند از قدرتشان برای انجام کارهای خوب استفاده کنند و در عوض، ترجیح می‌دهند از آنها برای سوء استفاده از دیگران استفاده کنند.
با وجود این که آنها با حفظ ظاهر، تصویر خوب خود را در انظار عمومی حفظ کرده‌اند، اما اکثر این قهرمانان در حقیقت از شرورترین و فاسدترین افراد جهان هستند. با نگاهی به سوپرمن در این جهان، به راحتی می‌توان متوجه شد که او واقعاً چقدر از تعادل خارج شده. هوملندر (آنتونی استار) مانند لیگ عدالت، گروه هفت را رهبری می‌کند. با این حال، او هرکسی را که بخواهد مقابلش بایستد می‌کشد. مدیران او از او وحشت دارند، زیرا می‌دانند که هیچ‌کس نمی‌تواند او را متوقف کند.
بااین‌حال، «پسران» درباره گروهی از مردان هوشیار است که به دنبال نابودی قهرمانان هستند. آنها انسان‌های متوسطی هستند که از ابرقهرمانان کینه دارند. رهبر آنها، بیلی بوچر (کارل اوربان)، یکی از اعضای سابق S.A.S است و سهم خود را از موجودات ابرقهرمان کشته است. هیو کمبل ترسو (جک کواید) پس از کشته شدن دوست دخترش در مقابل چشمانش توسط یک ابرقهرمان به مبارزه می پیوندد. «پسران» تمام عناوین ابرقهرمانی را که فکر می‌کنید می شناسید کاملاً عوض می‌کند و واقعیت وحشتناکی را به شما نشان می‌دهد که در صورت وجود ابرقدرت و ابرقهرمانان محتمل‌تر به نظر می‌رسد.

چارلی کاکس لباس قرمز شیطان را به عنوان قهرمان هوشیار مارول، دردویل، می‌پوشد. در کودکی، مت مورداک توسط معجونی شیمیایی کور شد. او در نهایت تبدیل به مبارزی ماهر می‌شود که قادر است از حس شنوایی قوی خود برای آوردن عدالت مخصوص خودش به آشپزخانه جهنمی بهره ببرد. او روزها وکیلی است که از افراد که توانایی مالی ندارند حمایت می‌کند. اما شبانه با مشت با بدی‌ها مبارزه می‌کند. سریال نتفلیکس برداشتی تاریک‌تر و عمیق‌تر از آنچه طرفداران قبلا دیده‌اند، از این شخصیت ارائه می‌کند. دردویل در این سریال با کینگ پین (وینسنت دونوفریو) درگیر می‌شود. او حتی برای خود پانیشر، فرانک کسل، هم شاخ و شانه می‌کشد.
مت می‌خواهد زندگی حرفه‌ای خود را با فعالیت‌های غیردرسی مبارزه با جرم و جنایت متعادل کند. بااین‌حال، مخفی نگه داشتن زندگی دوم‌اش قطعا دشوار خواهد بود. «دردویل» یکی از بهترین برنامه‌های ابرقهرمانی تلویزیونی است که طرفداران کتاب‌های کمیک می‌توانند ببینند. این فیلم با درام و اکشن اشباع شده و در عین حال لحظات شادی هم هم برای شخصیت‌ها پیش می‌آید. علاوه بر این، با اتخاذ رویکردی تاریک‌تر و واقعی‌تر نسبت به دیگر داستان‌های مارول، از موضوعات بزرگتر این دنیا فاصله می‌گیرد.
منبع: Looper


source

توسط irmusic4